يادداشت هاي گاه و بيگاه

كلمات سرگردان

Posted in پريشان‌نوشت, دلتنگي ها by نيلگون on November 24, 2009

باز فصل خانه به دوشي واژه ها آغاز مي شود.
كلمات بي سر، كلمات بي سامان، كلمات كبود، زخم خورده از تيغ تيز سان…سور

Advertisements

4 Responses

Subscribe to comments with RSS.

  1. لاله said, on November 24, 2009 at 6:24 pm

    دلم گرفت نیلگون جونم، امیدوارم به زودی این زخمها التیام پیدا کنند و این تیغ بی سر و سامان بشه
    الهی آمین

  2. mary said, on November 25, 2009 at 2:36 pm

    az zamani ke yadam miad hamin joori boode!!

    dad o faghan az zamone!

  3. پريسا said, on November 25, 2009 at 7:32 pm

    منهم فکر می کنم کلمات زنده اند. گاهی خوشحالند و گاهی غمگین. وقتی سر جای خودش نیستند. در دهانی که نمی خواهند، میچرخند یا مثل اینکه گفتی از تیغ سان سور زخم خورده اند.

  4. meysam said, on November 26, 2009 at 10:32 am

    سلام خسته نباشید

    با ویرجینیا وولف به روز هستم


Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: