يادداشت هاي گاه و بيگاه

ناگهان چقدر زود، دير مي شود

Posted in خودماني by نيلگون on اکتبر 30, 2009

«اتفاق»

افتاد

آنسان که برگ

– آن اتفاق زرد-

می افتد

افتاد

آنسان که مرگ

– آن اتفاق سرد-

می افتد

اما او سبز بود و گرم كه

افتاد

زنده ياد قيصر امين پور

Advertisements

یک پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. meysam said, on نوامبر 16, 2009 at 1:30 ب.ظ.

    واقعا چرا ناگهان زود دیر شد

    ممنون بابت مطلبه خوبتان


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: