يادداشت هاي گاه و بيگاه

و خدایی که در این نزدیکیست

Posted in دلتنگي ها by نيلگون on June 18, 2009

چیزی باید باشد، آرامی، امیدی،دست های پذیرنده ای

قلبی که تمام این حجم اندوه را تاب بیاورد

پشت و پناه باشد، تکیه گاه باشد

این زخم های عمیق را مرهم بگذارد

روح های پریشان را آرام کند

و من به هیچ کس دیگر این ظن نمی برم

یا غیاث المستغیثین

Advertisements

3 Responses

Subscribe to comments with RSS.

  1. مجله خبری Gajamoo said, on June 19, 2009 at 12:18 am

    و چه زیبا گفتی :
    یا غیات المستغیثین
    کاش این بازی قدرت هر چه زودتر تمام می شد و بجای اینکه از هم بد بگوییم با هم،دست دشمنان را از سرزمین عزیزمان ایران کوتاه می کردیم.
    به امید آن روز

  2. آيين و آيينه said, on June 20, 2009 at 10:30 am

    يا غياث المستغيثين

  3. ماری said, on June 20, 2009 at 10:48 am

    hich nist!omidy ham bashe ba tarso larze!!


Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: