يادداشت هاي گاه و بيگاه

براي فروغ

Posted in خودماني by نيلگون on دسامبر 27, 2008

forooghايمان آورده ام به آغاز فصل سرد

روز اول دي ماهي وجود ندارد

و ساعت چهار بار كه بنوازد

يلداي مرا به يلداي ديگري خواهد سپرد

من سردم است

من سردم است و انگار هيچ وقت گرم نخواهم شد

چراغ هاي رابطه تاريكند

چراغ هاي رابطه تاريكند

كسي مرا به آفتاب

معرفي نخواهد كرد

به صبح، به سيمرغ، به قاف

پرواز را به خاطر سپرده اين

پرنده دربند مردني

Advertisements

11 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. كتايون said, on دسامبر 27, 2008 at 7:17 ب.ظ.

    روحش شاد

    يادش گرامي

  2. یاسمن said, on دسامبر 27, 2008 at 8:27 ب.ظ.

    فروغ ياداور خاطرات جووني…

    ياسمن جان مهربون قدم به چشمهاي من گذاشتين

  3. محمد صادقی said, on دسامبر 27, 2008 at 10:45 ب.ظ.

    سلام دوست عزیز
    با یک گفت و گو به روزم…گفت و گو با سید حسین نصر

    سلام دوست خوبم
    حتما نوشته خوبتون رو مي خونم

  4. آیدا said, on دسامبر 28, 2008 at 11:10 ق.ظ.

    ببخشید این فروغ که میگین کیه؟
    چرا من نمی شناسمش؟

    فروغ فرخزاد عزيز و اون نوشته هاي درشت تر قسمتي از مجموعه ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد هست

  5. نئون said, on دسامبر 28, 2008 at 12:27 ب.ظ.

    سلام
    [گل]
    :دی

    سلام
    ممنونم دوست خوبم

  6. مجله خبری Gajamoo said, on دسامبر 28, 2008 at 10:26 ب.ظ.

    زیباتر بود عکسی به این شعر زیبا بیافزایی.

    ممنونم از نظر لطف شما، كاملا حق با شماس آقاي گجمو

  7. آیه said, on دسامبر 28, 2008 at 11:27 ب.ظ.

    همیشه شعرهاش رو دوست داشتم و دارم .

    خدايا من چرا نفهميدم تو به من سر زدي دختر
    داشتم از نگراني و ناراحتي دق مي كردم، منم عاشق شعرهاي خوبشم، كاش يك كم زودتر به دنيا اومده بودم و مي ديدمش

  8. shantal said, on دسامبر 29, 2008 at 12:11 ق.ظ.

    چقدر عجیب..امروز داشتم به اون روزی که با فرناز رفتیم ظهیرالدوله و کنار قبر فروغ نشستیم و فرناز برام شعر میخوند فکر میکردم…طنین یک خطش در گوشم موندگار شده: ای یار،ای یگانه ترین یار…
    انگار زمستون هر سال باید با یادی از فروغ شروع بشه…

    من ديگه دارم كم كم مطمئن مي شم كه ما يه جورايي تله پاتي داريم 🙂
    زمستون نميشه با فروغ شروع نشه، زني خسته در آستانه فصل سرد

  9. حجت said, on دسامبر 29, 2008 at 12:23 ق.ظ.

    اینجا چجوری داره برف میاد ؟ خیلی قشنگه . 🙂

    اين امكان رو وردپرس به خاطر سال نوي ميلادي به وبلاگها داده، فقط تا 4 ژانويه
    آره به نظر منم خيلي قشنگه

  10. سروش said, on ژانویه 1, 2009 at 1:20 ق.ظ.

    خیلی دوسش دارم این فرخزاد رو. لحظه های خوبی با شعرهاش داشته ام.

    من هم همينطور
    هر چقدر بيشتر مي گذره معني اشعارش رو واضح تر متوجه ميشم و بهش علاقه مند تر ميشم

  11. سروش said, on ژانویه 1, 2009 at 1:23 ق.ظ.

    راستی بعضی ها اینجا رو با نام نیلگون لینک کرده اند و بعضی ها هم با اسم «یادداشت های گاه و بیگاه»
    به چه اسمی بلینکانیم این وبلاگتان را؟

    يك دنيا ممنون سروش جان
    به هر اسمي كه براتون آشناتر هست 🙂


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: