يادداشت هاي گاه و بيگاه

برف تازه

Posted in خودماني by نيلگون on December 19, 2008

برف تازه، برف نو ببار و محو كن، خط بزن رد زرد تمام برگهاي پاييزي را از دفتر خاطرات من

فقط نارنجي ها بمانند و سرخ ها

و سرخابي ها

شاخه هاي نازك عريان، فانوس لرزان انار هاي ترك خورده به دست

رديف گلدانهاي شمعداني پشت پنجره هاي شره كرده از باران

گلهاي هميشه بهار قالي سه در چهار لاكي نايين

شعله هاي آبي و قرمز رقصان ميان آجرهاي نسوز نارنجي

و ليوان چاي داغ قند پهلو سر آخرين طاقچه

پ.ن : تازه رسيدم، اگه وردپرس اجازه بده حتما به كامنت ها جواب ميدم .

Advertisements

22 Responses

Subscribe to comments with RSS.

  1. عسلی said, on December 20, 2008 at 12:08 pm

    سلام آزاده جان رسیدن به خیر.
    یلدا رو بهت تبریک میگم . امیدوارم در کنار خانوادت بیشتر از همیشه بهت خوش بگذره.

    سلام عزيزم
    خيلي خيلي ممنون

  2. اوج said, on December 20, 2008 at 5:52 pm

    رسيدن بخير. اميدوارم در كنار خانواده شب يلداي خوبي داشته باشيد.

    ممنونم، شما هم همينطور

  3. مايسا said, on December 20, 2008 at 6:04 pm

    يلداتون مبارك
    شب خوبي داشته باشيد

    مرسي عزيزم
    شما هم شب خوبي داشته باشين

  4. shantal said, on December 20, 2008 at 7:11 pm

    فکر این برف زیبا فقط نیت داشت توی سه روز بازارچه بباره!!دلم تنگ شده بود واسه دون دون برف این وبلاگ!!

    مي خواست تو مهربوني شما شريك باشه دوستم، منم دلم واست يك ذره شده بود خانمي

  5. آزاده said, on December 20, 2008 at 9:36 pm

    یلدات مبارک نازنین.
    برف تازه خیلی خوبه،انگار پاک میکنه همه چیز رو و از اول شروع میکنه

    ممنونم آزاده عزيزم
    منم نسبت بهش همين احساس رو دارم.

  6. سلماز said, on December 21, 2008 at 2:20 am

    رسيدن بخير و يلدا بر تو خوش دوستم.

    مرسي سلماز عزيزم

  7. locution said, on December 21, 2008 at 3:51 pm

    خیلی قشنگ بود. همین … و یلداتم مبارک

    مرسي. همين و يلداي شما هم با تاخير مبارك

  8. لاله(بارانی باید) said, on December 21, 2008 at 5:48 pm

    این شعر تمام حسهای خوب دنیا رو یک جا میریزه تو دل آدم.مرسی بابت این شعر زیبا.امیدوارم که یلدا خوش گذشته باشه بهتون

    چقدر خوندن اين كامنت دلم رو گرم كرد، ممنونم لاله عزيزم بابت همه چي

  9. حدیث مهر said, on December 21, 2008 at 6:24 pm

    با تو هوای وطن میکند دلم ، بانوی مهربان یاد من هم باش …

    هميشه توي ذهن و دل من هستي ياسمين جونم، كاش اين طرف ها بياي و چشماي من رو روشن كني

  10. مجله خبری Gajamoo said, on December 21, 2008 at 9:37 pm

    سلام نیلگون عزیز.
    رسیدنت بخیر.
    بنده که همچنان مشکل روحی دارم ” نمیدونم چمه ! ” و کلی کامنت محبت آمیز دوستانی چون شما که بی جواب مونده و امیدوارم هر چه زودتر بتونم پاسخ دهم.
    شعر زیبایی بود.
    احساس می کنم قالب وبلاگ و فیدتون تغییر یافته؟ اگر اینطوره،مبارک باشه.

    سلام دوست خوبم
    ممنونم
    خدا نكنه
    بله قالب وبلاگ و فيد عوض شده، متشكرم.

  11. نئون said, on December 21, 2008 at 10:45 pm

    سلام آزاده خانوم
    رسیدنت بخیر
    ببخشید که یکم دیر شده … به شدت مشغول مبارزه با دشمنی به نام امتحان هستم .

    سلام دوست خوبم
    ممنون
    خواهش مي كنم، خيلي لطف مي كنين كه بين درس خوندنهاتون به من سر مي زنين.

  12. بید مجنون said, on December 22, 2008 at 12:33 am

    چه تقارنی کردی که با اولین روز زمستون تو هم در مورد برف پست زدی و اونم چه پستی!
    خیلی زیبا بود احساس قشنگ و گنگی توش بود شایدم برای من گنگ بود
    به هر حال …
    انگار سفری چیزی بودی یا اینکه یه مدت نبودی که دوستات همه از رسیدنت خوشحالن منم بهت رسیدن بخیر میگم

    ممنونم از نظر لطف شما
    بله چند روزي نبودم، مرسي

  13. meysam said, on December 22, 2008 at 10:17 am

    آیا برای هر کس اتفاق نیفتاده که ناگهان بدون دلیل به فکر فرو برود وبه قدری در فکر غوطه ور بشود که از زمان ومکان خودش بی خبر شود ونداند که فکر چه چیز را میکند آن وقت باید کوشش بکند برای اینکه به وضعیت ودنیای ظاهری خویش دوباره آگاه شود ……..این صدای مرگ است//////

    خيلي زيبا بود.

  14. كتايون said, on December 22, 2008 at 5:51 pm

    رسيدن بخير .متن زيبايي بود .البته غير از اينم از تو انتظاري نيست

    ممنون كتايون جان
    من رو شرمنده مي كنين خانمي

  15. ماری said, on December 23, 2008 at 9:47 am

    یلدا که گذشت …

    زمستان خوبی داشته باشی ..با خانه ای گرم و دلی خوش …

    همين آرزوي خوب براي ماري عزيزم

  16. shantal said, on December 23, 2008 at 1:34 pm

    آزی جونم یکی دو روز پیش دیدم توی یه وبلاگی این بادوم و شیر رو تجویز کرده بودی،منم به کار بستمش!تا اینکه دیدم برای منم تجویز کردی…خیلی موثره دوستم(درد گلومو کم کرده) چقدر هم خوشمزه بود!!!!!!!!

    نوش جونت عزيزم، زود خوب بشو كه خانم دكتر از دوريت دق كرد :)))))

  17. میثم said, on December 23, 2008 at 3:01 pm

    داستان ادامه دارد گوش کنید ..صدایی مثل برخورد واگن های راه آهن روی خط فرعی شنیده میشود..این سلسله زنجیر شادمانه حوادث یکی در پی دیگری ، در زندگی های ماست . دق،دق،دق،باید،باید،باید،باید،رفت،رفت،خوابید،خوابید،باید بیدار شد ،، باید برخاست ،، ـ کلمه ای سنجیده ونجات بخش که وانمود می کنیم از آن بدمان می آید ، کلمه ای که محکم به قلبمان می فشاریم وبی آن کارمان زار است …..چه قدر شیفته آن صداییم که شبیه برخورد واگن های خط اهن فرعی است!!!

    …..چه قدر شیفته آن صداییم که شبیه برخورد واگن های خط اهن فرعی است!!!

  18. بی تا said, on December 23, 2008 at 8:02 pm

    سلام به عزیز دلم

    خانوم خانوما خوبید؟

    من مدام بهتون سر می زنم

    هزار تا بوس

    سلام عزيزم
    مرسي از محبتت بي تا جونم
    خيلي لطف مي كني دوست خوبم، مي بوسمت

  19. ماه تي تي said, on December 23, 2008 at 11:44 pm

    برف نو
    برف نو
    سلام
    سلام
    ***
    سلام ازاده جان

    سلام، سلام صد تا سلام به ماه خودم

  20. سروش said, on December 24, 2008 at 3:28 pm

    به به , به به

    برم واسه خودم نوشابه باز كنم 🙂

  21. میثم said, on June 27, 2009 at 7:18 pm

    من نمیدونم این جا کجاست که مطالب من هم توش هست ولی خیلی تعجب کردم ………. ………… یکی به وبلاگ من بگه مطالبش این جا چه کار میکنه

    • nillgoonn said, on June 28, 2009 at 2:18 pm

      اينجا …
      خوب اينجا وبلاگ منه و اون مطلب رو خودت نوشتي پسر خوب


Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: