يادداشت هاي گاه و بيگاه

شنبه هاي پر رمز و راز

Posted in خودماني by نيلگون on دسامبر 6, 2008

هفته ها با شنبه شروع ميشن، شنبه ها بايد روزهاي خوبي باشن، يك آغاز خوب براي هفته اي بهتر

به خاطر همين مي خوام از اينكه دارم كتاب راز رو مي خونم بگم و از اينكه من رو ياد بازي زندگي اسكاول شين مي ندازه.

هميشه ابزارهاي زندگي من كمي قبل از اينكه بهشون نياز پيدا كنم از راه مي رسن، مثل همين چهار اثر از فلورانس اسكاول شين

خواهرم اين كتاب رو هديه گرفت و چون حوصله خوندنش رو نداشت، من بارها و بارها خوندمش، اونقدر كه بتونم با نظام فكري وسواسي نه چندان منظمي كه داشتم تطبيقش بدم.

thesecretcd

انجيل رو قبل از اون و سر كلاس زبان تيكه تيكه خونده بودم، همراه با قصه هاي شكسپير، ملغمه عجيبي بود، شكسپير به عنوان يك انسان، خير و شر رو كنار هم مي گذاشت، انسانهايي رو با انگ حرام — زاده بودن به داستانهاش اضافه مي كرد، يا صداهايي كه مكبث رو به سمت شر هدايت مي كردن، نوار مكبث رو خوب يادمه و صداهاي اغواگري كه اون رو به نام مي خوندن.

انجيل رو به فارسي هم خوندم، خداي مهرباني داشت ولي درك صحيحي ازش نداشتم، كسي هم نبود كه بشينم در مورد معاني و داستانها باهاش صحبت كنم.

تا اينكه خوندن بازي زندگي و سه كتاب ديگه اسكاول شين رو شروع كردم، يعني اگه اين زن نقاش نبود، اصلا شروع نمي كردم .

اون يك مسيحي معتقد بود و خيلي خوب انجيل رو درك كرده بود، داستانهايي كه تعريف مي كرد و تجربياتي كه داشت، ذهنيات جديدي به من دادن و  قسمتهايي از شنيده هاي من رو به يقين تبديل كردن.

عدالت خدا و جبر و اختيار هميشه برام جالب بودن و البته نيروي خير و شر.

اسكاول شين به وجود شر اعتقادي نداشت، مي گفت اونچه كه خدا براي ما خواسته خير مطلقه و فقط وقتي از خير دور مي شيم، خودمون رو از اون محروم مي كنيم، دركش ساده نيست ولي فكر مي كنم همينطور بايد باشه، اين مغايرتي با وجود شيطان نداره، اتفاقا خيلي شبيه دعاي كميل هست كه از خدا مي خواد گناهانش رو ببخشه، گناهاني كه هر كدوم اون رو از خير و بركتي محروم مي كنن.

اسكاول شين از قوانين حرف مي زنه، كتاب راز هم همينطور، در واقع هر دو معتقدن قوانين دنياي مادي تعريف شده و مبتني بر علم فيزيك هستن، يعني همه جاي اين دنيا و براي تمام انسانها برابرن و چه بشناسيمشون، چه نه ! اثر خودشون رو دارن.( من به اين ميگم عدل الهي)

اولي معتقد به اعجاز كلماته و من رو ياد سوره علق ميندازه، اونچه كه در وراي كلمات و حروف نهفته و پنهانه، يا ساده تر بگم ياد تمام افسانه هايي كه درهاي عظيم سنگي در اونها رو به جواهرات و گنجها، فقط با رمزهايي باز ميشن كه عده اي خيلي كمي از اونها آگاهن .

قصه علي بابا و چهل دزد بغداد رو كه حتما بلدين،  باز كن سنجد !!!!!

اما راز دست روي فكرهايي ميزاره كه هميشه سراغ ما ميان، صحبتهاي ما با خودمون

واگويه هاي زمان تنهايي و استراحت و به خصوص قبل از خواب، اينكه ما با افكارمون اتفاقات رو به سمت خودمون مي كشيم، در واقع مثل يك آهنربا عمل مي كنيم.

فقط يادمون باشه ما آهنرباهايي هستيم خيلي قوي كه استثنائا قادر به جذب قطبهايي هم نام با خودمون هستيم و دفع قطبهايي غير همنام.

پ.ن : اگر شما هم گاهي به اين موضوع فكر مي كنين و براتون جالبه، لطفا بهم بگين نظر شما در اين مورد چيه ؟

پ.ن : روز همه دانشجوهاي عزيز مبارك .

Advertisements

20 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. shantal said, on دسامبر 6, 2008 at 7:17 ب.ظ.

    واقعا ممنونم!میدونی بابت چی؟من الان چند وقتی هستم میخوام راز رو بخرم ولی اصلا انگیزه اش نبود!

    خواهش مي كنم
    به نظرم ارزش يكي دوبار خوندن رو داره .

  2. بی تا said, on دسامبر 6, 2008 at 8:27 ب.ظ.

    من فیلمش رو دیدم ، به نظرم جالب بود.
    تصویر سازی ذهنی کلا جواب می ده.
    خودت که خوبی؟

    خيلي ممنونم بي تا جان، خوبم دوست مهربونم
    تصوير سازي ذهني در مورد من هميشه خيلي خوب جواب ميده، بد يا خوب 🙂

  3. شارونا said, on دسامبر 7, 2008 at 2:57 ق.ظ.

    🙂 من هم به بدی (شر)اعتقاد ندارم.فکر می کنم هر پیشامدی علتی داره که در نهایت به بهترین راه ختم می شه.

    شارونا جان روزهات پر از زيبايي و نشاط عزيز دلم، اميدوارم دنيا هميشه بهترين ها رو بهت هديه كنه

  4. كتايون said, on دسامبر 7, 2008 at 9:28 ق.ظ.

    گاهي منم بهش فكر ميكنم.به من ثابت شده كه چيزي كه ته ذهنت هميشه برات مهم بوده بالاخره بهش دست پيدا ميكني.هر چند كه خيلي هم طول بكشه

    نويسنده كتاب زمان رو كاملا نسبي در نظر گرفته و ميگه بستگي به ما داره كه چقدر براي رسيدن به هر چيزي زمان در نظر بگيريم.

  5. محمد صادقی said, on دسامبر 7, 2008 at 1:13 ب.ظ.

    دوست عزیز سلام

    با یک معرفی کتاب به روزم:

    «ضرورت گفت و گو میان اسلام و غرب»

    سلام
    ممنونم، حتما نوشته خوبتون رو مي خونم

  6. شکیبا said, on دسامبر 7, 2008 at 1:48 ب.ظ.

    خیلی دوست دارم کتاب راز رو بخونم. حتما در اولین فرصت می خرمش.
    راستی خودت خوبی خانومی؟
    :))

    اگه حوصله شنيدنش رو دارين، من دارم پادكستش رو براي راديو وبلاگستان آماده مي كنم.
    خوبم شكيبا جون مهربونم، مرسي از محبت شما

  7. یاس said, on دسامبر 7, 2008 at 1:54 ب.ظ.

    سلام آزاده خانم من تازه با وب شما آشنا شدم خیلی جالبه . راستش یه سوال ازتون داشتم من تو وب گیلاسی دیدم که شما مهندس صنایع غذایی هستید راستش منم شیمی- صنایع غذایی خوندم ولی متاسفانه کار نتونستن پیدا کنم چون همه سابقه کار میخوان وکارها یی هم که هست یا تو کارخونست که من چون متاهلم سخته برام و یا کارشناس فروش هست که من زیاد با روحیم سازگار نیست فکر کردم شاید شما بتونین راهنماییم کنید که تو چه جاهایی و چجوری می تونم کار پیدا کنم ممنون آدرس ملمو گذاشتم اگه خواستین جوابمو بدین مرسی:)

    سلام ياس عزيزم
    اجازه بدين من با دوستانم كه خيلي به روز تر هستم مشورت كنم و بعد جواب سئوال شما رو اي ميل كنم

  8. ماه تي تي said, on دسامبر 7, 2008 at 4:23 ب.ظ.

    سلام آزاده جون عزيز خودم
    من راز راامتحان كردم و نتايجشو ديدم. اثرات مثبت فكركردن. ما همه نيروي جاذبه اي داريم كه مي تونه مثبت و منفي را به خودش جذب كنه. همه چيزايي كه بهشون فكر ميكنيم.

    سلام ماه قشنگ دوست داشتني
    چه عالي، تجربه مشتركي داريم 🙂

  9. اصلان said, on دسامبر 7, 2008 at 5:32 ب.ظ.

    سلام
    فیلمی که نمیدانم بر مبنای این کتاب ساخته شده یا نه را دیده ام . لوگوی فیلم که همین بود و مضمونش نیز.
    عقیده دارم که همانطور که شما فرمودید برای یک مومن بالله ، فیلم حرف تازه ای برای گفتن نداشت . شاید عده ای که به هر قیمت به دنبال رستگاری خارج از چهارچوب ایمان میگردند ، نکات شگفت آوری در آن پیدا کنند و وای وای بگویند، ولی به عقیده من تکرار حرفهای کتب الهی در قالب های شبه علمی ، فعل پسندیده ای نیست . چرا ؟
    چون این عمل شده دکان بعضی ها که میخواهند مردم را در جلسات «سپاه رستگاری » و «انرژی درمانی» و «ام اس ال ان پی ال سی دی » و کوفت و ماشرا ، تلکه کنند و ادای عرفا را دربیاورند.
    این آدمها آنچنان از قوانین فیزیک حرف میزنند که انگار این قوانین را نیوتن و انیشتن و کپلر و فرمی ، وضع کرده اند. نه جان برادر ، تمام این قوانین و بیان های ریاضی و معادلات دیفرانسیل حاکم بر جهان مادی ، تنها بخش کوچکی از قوانین الهی است که بشر «»کشف»» کرده . کشف!!!
    بعد رنسانس ، جهان را به دو بخش تقسیم کردند : جهان علم و جهان خرافه
    بعدها مهربانتر شدند : جهان علم ، عالم روحانی
    بعدها سود پرست و کلاهبردار شدند: جهان علم و جهان متافیزیک

    ولی همه اینها در اصل یک تقسیم بندی بیشتر نیست:
    بخشی از جهان که میتوانیم به زبان ریاضی بیان (فرموله) کنیم و بخشی از جهان که در قالب استدلال نمیگنجد.
    پای استدلالیون چوبین بود / پای چوبین سخت بی تمکین بود.
    یا
    به بینندگان آفریننده را / نبینی مرنجان دو بیننده را

    این اشعار نشان میدهد که روزگاری در سرزمین ما هم بوده اند کسانی که میخواسته اند با استدلال پی به جود لایزال ببرند و خداوند را به چشم ببیند (فرموله کنند) که من و شما هردو میدانیم ره به جایی نبرده اند.
    باری ، امروز این دکان های شبه علم به عقیده من شعبات جهنم هستند چون در هر کدام شیطانکی نشسته که عنکبوت وار به مردم القا میکند که جهان به دست خود ما ساخته میشود و هر چه اراده کنیم همان خواهد شد.
    نه جان برادر ، قوانین الهی بخش دیگری هم دارند که در آن بخش فرموله نشده به صراحت بیان شده که اراده اراده اوست و رستگاری در اطاعت او آن هم شاید . اینکه من بنشینم و مثبت فکر کنم تا کائنات انگار که نوکر پدر من باشند بیایند و نیکی به من تقدیم کنند ، یک القای شیطانی و یک ایده انحرافی است.

    ببخشید آزاده خانم ولی عقیده من این است و قادر به خودسانسوری برای روشنفکر نمایی نیستم .

    سلام دوست خوبم
    متاسفانه در اينكه اين حرفها اسباب كلاهبرداري و سوءاستفاده شده، كاملا با شما موافقم و نمونه هاي زيادي از اون رو دارم مي بينم، كلاسهاي خودشناسي كه فقط توي هتلهاي چندستاره كيش برگزار ميشن و دوره هاي بازي يك روزه 120 هزار توماني و مجلات و سي دي ها و …
    اما فكر مي كنم كساني مثل اسكاول شين يا راندا برن كه نويسنده اين كتاب و سازنده فيلم اون هست، با هدف اشتراك شناخته هاشون با ساير انسانها راه رو آغاز كردن، اسكاول شين تاكيد مي كنه ما در مسيري هستيم بنام طرح الهي و بايد از خدا حركت توي اين مسير رو بخواهيم تا هم وظيفه خودمون رو در قبال دنيا و انسانها انجام بديم و هم اينكه به سعادت و احساس آرامش برسيم، كتاب راز رو كامل نخوندم و نمي تونم در مورد اون اظهار نظر كنم، اما فصل به فصلش رو قراره پادكست كنم و فكر مي كنم بتونيم در موردش بيشتر صحبت كنيم.
    به قول رضا مارمولك به تعداد آدمها راه براي رسيدن به خدا وجود داره و من دارم دنبال راه خودم مي گردم .
    ممنونم كه بي پرده و دقيق نظرتون رو در اين مورد بيان كردين، به دوستي با شما با تمام وجود افتخار مي كنم.

  10. آيين و آيينه said, on دسامبر 7, 2008 at 9:19 ب.ظ.

    سلام آزاده جان .
    کتاب و فیلم راز رو دوست داشتم .
    چیزهای بیشتری یاد گرفتم .
    من هم خیلی زود با اسکاول شین آشنا شدم . اصلا قبل از اینکه بدونم زندگی مشکلات و غصه هم داره .
    16 سالگی .
    خوندمش و خیلی لذت بردم . و وقتی بزرگتر شدم و مشکلات رو جلوی پام دیدم بلد بودم چطوری باهاشون برخورد کنم .
    میتونم بگم تاثیر گذارترین کتاب زندگی من بوده . هنوزم وقتی یه جاهایی کم میارم میرم و دوباره و صد باره می خونمش. و همیشه ستایش میکنم معلمی رو که این کتاب رو به من و دوستم معرفی کرد .
    من حداقل 4 ساله که زندگیم رو خودم بسازم بدون اینکه وقتی می خورم زمین و قلبم میشکنه بگم لعنت بر شیطون و یا اینکه خدایا مگه من چیکار کرده بودم و یا بگم این قسمت جزیی از شر زندگی من بوده . بهش خیلی اعتقاد ندارم . چون اگر من نخوام اون هم نخواهد بود .
    شاد باشید و عاشق.

    سلام آيينه جونم
    من هم از كتابهاي اسكاول شين به صورت دوره اي استفاده مي كنم و هر وقت حس مي كنم دارم كم ميارم ميرم سراغشون
    آرزو مي كنم زندگيتون سراسر نيكبختي و سعادت باشه عزيز دلم.

  11. مجله خبری Gajamoo said, on دسامبر 7, 2008 at 10:45 ب.ظ.

    سلام نیلگون عزیز.
    با اینکه این روزا بی نهایت کم حوصله و بندرت کتاب می خونم اما آنقدر زیبا و روان نوشته بودی که تا آخر حتی کامنت های دیگر دوستان رو هم خوندم.
    سالها پیش انجیل رو خونده بودم و در نوجوانی هر روز صبح ساعت 5:45 به رادیوی صدای مسیح گوش میدادم و ……. اما هیچوقت نتونستم اونطوری که دلم می خواد حرفاشونو متوجه شم.
    باور کن خیلی وقتا متوجه نمیشم قرآن کریم چی میگه!
    نمی دونم چرا هیچوقت در پی این نبودند و نیستند که ترجمه ساده ای از قران رو منتشر کنند؟
    البته اواخر سال 70 ترجمه ساده ای از قران رو برای دانش آموزان ابتدایی » برای امثال من » منتشر کردند » هدیه 45000 ریال » اما بدلایل فاش نشده،جمع آوری شد.
    مثل اینکه از موضوع دور شدم / شرمنده
    فکر کنم در مورد شیطان و …….. حرف نزنم بهتره.
    مواظب گوش های دیوارا باش.
    دست مریزاد.

    سلام دوست خوبم
    ممنونم از نظر لطف شما، حرف دل من رو زدين
    واقعا اگه توضيح ساده و روشني از قران كريم وجود داشت، هيچ كدوم از ما مجبور به اينهمه گشتن و پرسيدن توي اديان مختلف و كتابهاي ديگه نبوديم.
    در مورد شيطان و ديوار و… چشم .
    خيلي ممنونم كه من رو قابل مي دونين و به اينجا سر مي زنين .

  12. نئون said, on دسامبر 7, 2008 at 10:57 ب.ظ.

    من كه اصلا حوصله كتاب خوندن ندارم … همين كتاباي درسي رو با زور مي خونم … خواهرم كتابو داره اگه حوصله كنم حتما مي خونم
    بازم ممنون

    فعلا ايام درس خوندنه و چاره اي جز درس خوندن نيست، بعد ها شايد فرصتي پيش بياد.
    خواهش مي كنم 🙂

  13. shantal said, on دسامبر 7, 2008 at 11:50 ب.ظ.

    آزی کاش بشه که بیای.سه روزه!کاش بشه یکی از اون روزها حتی اگه شده نیم ساعت(!) بیای!(میدونم این همش از خودخواهی من ناشی میشه و از عدم درک شرایط تو)…ولی خوب چه کار کنم؟!!ای لاو یو دارمت!:*

    الهي من قربون اين دل مهربونت بشم دخمل، نمي دوني چقدر دلم مي خواد بيام
    اگه تهران بودم و يه بنده خداي خيري رو پيدا كردم كه كوچيكه رو نگهداره حتما ميام، خودخواهي كدومه، دل به دل راه خوب، هستمت فطير 🙂

  14. سروش said, on دسامبر 8, 2008 at 1:23 ق.ظ.

    پست خوبی بود. البته با همه ی مطالبی که عنوان کردید موافق نیستم. فیلم و کتاب راز هم خیلی وقته که میخوام برم سراغشون اما متاسفانه فرصت نشده یا نتونسته ام. امیدوارم هرچه زودتر فیلمش رو ببینم.

    ممنون
    كاش بيشتر در موردش حرف مي زدين، خيلي دوست دارم ديدگاه هاي شما و دوستان ديگه رو در اين مورد بدونم

  15. عسلی said, on دسامبر 8, 2008 at 7:33 ق.ظ.

    به نظر منم شر وجود نداره و این خود انسانه که خیرو شر رو تعیین میکنه. در واقع فکر کردن به خیر یا شر اونو برای انسان بوجود میاره یعنی انسان وقتی به این موضوعات فکر میکنه در واقع خودش رو برای رویارویی با اونها آماده میکنه.

    منم همينطور فكر مي كنم عسلي عزيزم

  16. اصلان said, on دسامبر 8, 2008 at 2:19 ب.ظ.

    سلام
    ممنون که پرحرفی من رو تحمل میکنید.
    آزاده خانم ، دوست عزیز و مهربان و گرامی من
    حرف من این است که وقتی کتب الهی هست و دست نخورده هم هست و روشنگر است و هادی ، چه نیازی است که باز بیاییم و «صراط المستقیم» را اسم گذاری کنیم به طرح الهی و لاطائلات به هم ببافیم ؟! غیر از این است که داریم مطلب را میپچانیم تا دکانی برای خودمان باز کنیم ؟
    این حرکت که در سطح جهانی هم شروع شده ، علیرغم ظاهر آرامش بخش و روحانی آن ، باز هم عرض میکنم ، حرکتی است به سوی ترکستان. یک نگاه به گنجینه عرفانی فرهنگ خودمان بیاندازید که دارد میپوسد و منحرف میشود ، گنجینه ای که به رایگان در اختیار شما و من است . تمام این حرفهای پیچیده شده در لفافه شبه علم آقایان و خانمها از کاستاندا و کوندرا و کوئیلو بگیر تا به اشو و موشو ، در مثنوی نشسته است ، منتظر یک سینه شرحه شرحه از فراق .
    چه نیازی هست که خودمان و فرزندان خودمان را در معرض افکاری قرار دهیم که مفرداتش خوب است ، ولی مرده شوی ترکیبش را باید ببرند. این کتاب و فیلمی که مدخل بحث ما شد ، خوانده ام که جزء پر فروشترین ها در کجا و کجا بوده . خوب این غیر از دکان داری است؟
    انتهای حرکت عرفان سرخپوستی در این مملکت بی صاحب چه شد؟ به غیر از اینکه بخش کوچکی از حرفهای عرفای خودمان را در قالب سحر و جادوی دون خوان و دون خنارو و دونا کاستیلدا و … به خورد بر و بچس این مملکت دادند و حاصلش و تهش و نهایتش شد توجیه جلسات حشیش کشی و اکس پارتی ؟!
    عرض من این است که قبل از تبلیغ این کتاب و آن کتاب ، آن هم از سوی انسان موجهی مثل شما ، باید ته حرکت و مسیر را هم در نظر گرفت. کامنتهای همین پست را نگاه کنید ، چند نفر گفته اند که با خواندن مطلب شما انگیزه مطالعه این کتاب را پیدا کرده اند ، حالا فرض کنید ، که این حرکت در «طرح الهی» این جناب «اسکاول شین» هم به یکسری محافل حشیش بازی و اکس زنی ختم شود ، فرض محال که محال نیست .
    در آن صورت در روز موعودی که من و شما به آن ایمان داریم ، چند نمره منفی برای شما ثبت خواهد شد ، بی آنکه سودی برده باشید ؟ چرا باید مبلغ حرکتی بشویم که تهش بر ما معلوم نیست و نیت و قصد بنیان گذارانش مشکوک؟ آخرت خودمان را به چه کسی و به چه بهایی بفروشیم ؟ آن پست آخر من یادتان هست ؟ قبل از خداحافظی چند ماهه ام ؟
    چرا به جای تمام کردن این قهر بیخود (ولی نه بی دلیل) خیلی ها با دین و عرفان ، تابلوی تبلیغاتی یک سری حرکات تجاری / سیاسی شویم ؟
    پر حرفی مکرر شد. پوزش مرا بپذیرید.

    سلام
    خواهش ميكنم، ممنون كه اينقدر دقيق و روشن در اين مورد نوشتين، هدف من از نوشتن پست و تهيه پادكست اين كتاب اين بود كه بتونم ابزارهاي ساده اين كتاب رو براي بهبود زندگي با آدمهاي ديگه شريك بشم ولي وقتي نوشته شما رو خوندم …
    نمي دونم چي بگم، بايد در موردش فكر كنم، هدف من بيا ساده قوانين هست ولي اگر فكر كنم اين ساده گويي داره به بيراهه و درك غلط و خداي نكرده گمراهي منتهي ميشه يا همراهي با جرياني كه هدفش چيزي غير از اوني هست كه به چشم مياد، صد در صد در موردش تجديد نظر مي كنم.
    مي دونين كه به خير خواهي شما ايمان دارم.

  17. ماری said, on دسامبر 8, 2008 at 2:33 ب.ظ.

    با اینکه به علت یه سری مسایل توی کتاب خوندن تنبل شد م…و کتاب راز رو هنوز تموم نکردم ….ولی به تصویر سازی ذهنی ایمان دارم …حتی قبل از کتاب راز!

    به به ماري خانم، فكر كنم شما براي تدريس بايد حسابي وقت بزارين و اين باعث محدود شدن دايره مطالعه شما ميشه.
    از بچه هاي باهوش چه خبر 🙂

  18. بی تا said, on دسامبر 8, 2008 at 3:03 ب.ظ.

    سلام عزیز دلم

    و

    به روزم

    سلام دوست خوبم
    الان ميام نوشته عالي شما رو مي خونم

  19. یاس said, on دسامبر 8, 2008 at 3:14 ب.ظ.

    lمرسی خانم ممنون

    خواهش مي كنم عزيز دلم، من كه هنوز كاري نكردم

  20. اصلان said, on دسامبر 16, 2008 at 12:23 ب.ظ.

    سلام
    دوست فرهیخته و باهوش خوبم
    من بحث رو در وبلاگ کافه جویبار ادامه دادم و جای شما بسیار خالی است.
    چه خوب بود اگر نظرتون رو در مورد مقاله خانم یثربی برام مینوشتین.

    سلام
    يك دنيا ممنون از توجه و همراهي شما


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: