يادداشت هاي گاه و بيگاه

درياي من

Posted in شعرها by نيلگون on اکتبر 31, 2008

نه چشمه بودي، نه رود

نه زلال، نه مهربان

دريا بودي، تلخ و پر تلاطم

و من تشنه آب تني كردن

نفس كشيدن

در هواي تو غرق شدن

و امروز

كه بر شانه هاي خميده موجها

تشييع مي شوم

تا ساحل متروك

لبريزم از تو

از هواي تو

Advertisements
Tagged with: ,

6 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. كتايون said, on اکتبر 31, 2008 at 11:24 ب.ظ.

    چه حس آشنايي!چند بار تا بحال تشيع شديم؟

    فقط خدا مي دونه

  2. سارا said, on نوامبر 1, 2008 at 1:24 ق.ظ.

    لبریزم از تو.

    سلام سارا جان، قدم به چشمهاي من گذاشتين

  3. ماه تی تی said, on نوامبر 1, 2008 at 2:06 ب.ظ.

    نه
    من تشییع دوست ندارم
    فقط دیدار
    چهره به چهره
    من یه آزاده خوشحال خندون می حوام
    که غذاهای خوشمزه می ÷زه و ازشون حرف می زنه و دل من و آب می کنه
    بوس بوس

    آخي ديدار اونم چهره به چهره با يك ماه دوست داشتني
    چشم من يه آزاده خوشحال و خندون و كدبانو ميشم و منتظرم 🙂
    مامان و دخترا بوس

  4. سارا رها said, on نوامبر 1, 2008 at 7:56 ب.ظ.

    چه حس تلخی… من از دریاهای غنی ولی تلخ به سمت برکه‌های کوچک آب شیرین شنا می‌کنم….

    من اين لبريز بودن رو خيلي دوست دارم ولي بركه هاي كوچك آب شيرين چيز ديگه اي هستن .

  5. نعمت said, on نوامبر 2, 2008 at 1:18 ب.ظ.

    سلام و سلام و سلام
    بالاخره من اومدم (با وبلاگ جديد)

    صد تا سلام
    خيلي خوش اومدين 🙂

  6. نئون said, on نوامبر 2, 2008 at 1:42 ب.ظ.

    من خودم دانلود كردم و دانلود شد … سعي مي كنم يه لينك ديگه اي پيدا كنم

    نمي دونم مشكل از كجاست، خيلي خيلي ممنون


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: