يادداشت هاي گاه و بيگاه

چهل تكه

Posted in دلتنگي ها by نيلگون on October 14, 2008

براي دوستم، دل مهرباني كه اين روزها غمگينست

سردست، سردست اين روزها، اين شبها، اين آفتاب بي رمق پاييزي

سردست و من دارم از درون يخ مي زنم، شايد قهوه اي داغ، روبروي نگاه مهربان تو مرا گرم كند.

تو نيستي و من ايمان آورده ام به فصل سرد

و چهل تكه مي بافم با بافه هاي خاطرات درهم اين سالها

از همان روزها كه مي ديدمت و يكي بودي مثل تمام آنها كه مي ديدمشان

مثل تمام رهگذران سر در گريبان پر شتاب

از آن روزها كه مي ديدمت و حسم مي گفت كه فرق كرده اي

كه فرق مي كني با تمام چهره هاي آشنا و فقط پسر همسايه نيستي لابد

روزهاي گيج و گنگ و ترانه

روزهاي ديدن و نديدن و جان به لب شدن

روزهاي انكار، روزهاي انكار و باز شبهاي بي قرار

روزهاي شك، روزهاي ترديد

روزهاي باور و ايمان و يقين

تمام صبح ها كه با خيال تو، با لبخند بيدار مي شدم

تمام صبح هاي انتظار يك سلام، يك صبح بخير، يك نگاه گرم و فنجانهاي ماسيده روي ميز

سفرهاي طولاني دلتنگ

روزهاي كشدار قهرهاي كوتاه

قدم زدنهاي زير باران

خيابان گز كردنهاي وقت و بي وقت

هديه گرفتن هاي با مناسبت

هديه دادنهاي بي مناسبت

كه مثلا امروز روز تمام آدمهاي دنياست و فردا روز فرشته ها

و پس فردا روز آشتي و فرداي آن سالگرد ماهگرد تمام دوست داشتن ها

آشتي ها، قهرها، دلخوريها، دلشكستگي ها، آشتي ها

و باز از اول

خيال همخانه شدن، همسر شدن، همسفر شدن

پياده گز كردن تمام راه زندگي

دست در دست

از آغاز تا انجام

و رفتن، نه به نيت رسيدن

كه براي با هم بودن

**

دستهاي من يخ زده اند، مثل قلبم و قلمم

مثل اين روزها كه بي تو گذشتند

دستهاي گرمت را بده، باقي خيال هاي خوب را

تمام آرزوهايي كه براي ما داشتي

امشب بايد چهل تكه ام تمام شود

و تمام جان مرا

از سر انگشتهاي پا تا رشته رشته تمام اين موهاي پر كلاغي بپوشاند

تمام و كمال

مي خواهم امشب خيال تو را، در آغوش بگيرم و خواب هاي خوب ببينم

سر بگذارم به بالش خيسم و خواب قدم زدن زير رگبارهاي ارديبهشت را ببينم

با تو، با خيال تو، محال من

پ.ن : اصرار نكنين، لينك ايشون پيش نويسنده محفوظه !

Advertisements

22 Responses

Subscribe to comments with RSS.

  1. ماه تی تی said, on October 14, 2008 at 7:53 am

    سلام ازاده جونم
    می خوام یه چیزی بگم ولی نمی دونم چی باید بگم؟؟؟؟

    سلام ماه من
    من هم چون نمي دونستم بايد چي بگم، نوشتم .

  2. ماه تی تی said, on October 14, 2008 at 7:54 am

    انگار تواین جور دل نوشته ها فقط باید ساکت ساکت گوش کرد

    اين همون حسي هست كه من موقع خوندن شعراي تاتا دارم عزيز دلم

  3. كتايون said, on October 14, 2008 at 8:00 am

    اگه بيشتر اصرار كنم چي؟

    لااقل خوبه كه دوست خوبي مثل تو داره.

    كتايون جونم 🙂
    مرسي عزيز دلم

  4. فریاد said, on October 14, 2008 at 11:37 am

    عجب عاشقانه ای

    عجب عشقي 🙂

  5. weblogchi said, on October 14, 2008 at 2:04 pm

    نشسته روی تنم تار عنکبوتی پیر

    شفیره های سیاهی که با کمی تاخیر..

    بدون حرف و حدیث از کنار من بگذر

    که عاشقت نشود این مریضی واگیر

    مخواه سهم تو باشد از عشق و رویا:…این

    لباس توری بالا بلند دامنگیر

    عبور میکنی از روبروی چشمانم

    گرفته ای اگر از شرم من سرت را زیر

    نه… برنگرد و نگاهم نکن برای فقط

    برای لحظه ی آخر برای لحظه ی دیر

    گذشته ای تو اگر هم گذشته کار از کار

    که عاشقت شده ام شاپرک..به هر تقدیر

    تنها جوابی بود که میتونستم به ایشون بدم 😉

    خيلي زيبا بود دوست مهربان و خوش ذوق من
    جواب شما رو به دوستم دادم، ممنون

  6. shantal said, on October 14, 2008 at 2:33 pm

    چهل تکه اش مثل تکه تکه های تصویریست در آینه ای شکسته.هزار نفر در یک اینه ی کوچک…با خیال خوش قهوه ها و برف بازی های تکرار نشدنی به استقابل زمستان خواهد با وردی در ذهن که او را رها نخواهد کرد: نوبت من هم رسید.

    اين داستان آدمهاي خوشبخته، اونها كه دوست داشتن و دوست داشته شدن رو تجربه مي كنند، عزيز دلم

  7. اصلان said, on October 14, 2008 at 3:08 pm

    سلام
    عجبا ، حیرتا
    خانم دکتر !؟!

    سلام دوست خوب من، ستاره سهيل، چه خبر ؟ از اين ورا !
    خانم دكتر !؟! با من هستين شما ؟ واسه چي ؟ من نفهميدم چي شد !

  8. اوج said, on October 14, 2008 at 3:11 pm

    اين دوست شما بايد به داشتن همچنين دوستي افتخار كنه. آدرس وبلاگ رو كه بلده؟

    لطف دارين شما، من به داشتن تك تك دوستان خوبم افتخار مي كنم، بله، دوستم آدرس وبلاگ رو بلده.

  9. لاله(بارانی باید) said, on October 14, 2008 at 4:46 pm

    چه تکه های زیبایی.
    امیدوارم زندگی اون دوست خوب پر بشه از هزاران، هزار تکه هایی از این زیباتر.
    تو خیلی با احساسی آزی

    ممنونم لاله جونم
    منم اميدوارم زندگي دوستمون پر بشه از تکه هایی از این زیباتر
    يعني من مي ميرم واسه اسم آزي 🙂

  10. علیرضا said, on October 14, 2008 at 11:13 pm

    سلام !
    مثل همیشه محبت نثار ما کردی! نفست گرم, دمت گرم, دست مریزاد که هر بار سر می زنی به صفحه سیاه ما گلبارونش می کنی!
    ممنونم آزاده خانوم!

    سلام عليرضا خان 🙂
    خواهش مي كنم، اين دسته گلهاي بي رنگ و بوي مجازي اصلا قابل شما و شعرهاي زيباتون رو نداره.
    كاش مي شد يك سبد گل تقديمتون كنم.

  11. سلماز said, on October 15, 2008 at 1:25 am

    خوشبحال دوستت كه دوست مهربوني مثل تو داره.

    خوش به حال من به خاطر داشتن اينهمه دوست نازنين

  12. مهربانو said, on October 15, 2008 at 8:59 am

    با زبون خوش میای آمار میدی یا گروه اطلاعات رو بفرستم خدمتت[شیطونک]

    نه !نه ! حالا فكرامو بكنم، ميام، چشم

  13. شکیبا said, on October 15, 2008 at 9:28 am

    سلام 🙂

    آزاده جان این شعر زیبا منو پرواز داد به دور دستها. خیلی زیبا بود. ممنون.

    سلام شكيبا جونم
    مرسي دوست عزيزم

  14. آیین و آیینه said, on October 15, 2008 at 1:00 pm

    آزاده جون این چهل تکه من رو پرواز داد به چهل تکه های زندگی خودم .
    چه روزهای غریبیه این روزها .
    روزگار غریبی است نازنین .؟
    شاد باشی و عاشق

    روزگار غریبی است نازنین

  15. ماری said, on October 15, 2008 at 2:09 pm

    دوستی تون چه قشنگ بوده و شما چه دوست خوبی بودی..

    ممنونم ماري عزيزم

  16. سارا said, on October 15, 2008 at 3:01 pm

    جامعه مجازی ایرانیان

  17. آزاده (هنر دستی) said, on October 15, 2008 at 4:43 pm

    سلام دوست عزیز.
    ممنونم از حضور و نظر لطفتون.
    وبلاگ شما هم خیلی جالب و آموزندست. همه چیز توش پیدا میشه.
    موف باشین .

    سلام آزاده جان
    خواهش مي كنم
    جالب و آموزنده، اميدوارم باشه، بيشتر به نظر خودم شبيه كمد آقاي ووپي مي مونه

  18. آزاده (هنر دستی) said, on October 15, 2008 at 4:47 pm

    ببخشید منظورم “موفق باشین” بود

    خواهش مي كنم، خيلي خيلي ممنون

  19. کوچه باغ said, on October 16, 2008 at 10:08 pm

    می خواستم اصرار کنم ولی شما که لو نمی دین 🙂

    كه اينطور 🙂

  20. mohsen said, on October 17, 2008 at 11:49 am

    سلام دوستم انطرفتر محسن واسه خودش و دلش و دوستاش حرفایی واسه گفتن داره فرصتی داشتی سری بهش بزن خوشحال میشیم در دهکده عشق شماروهم ببینیم

    سلام
    حتما نوشته هاتون رو مي خونم

  21. علیرضا said, on October 17, 2008 at 11:28 pm

    سلام بر آزاده خانم!
    از لطف شما بی نهایت سپاسگذارم. جوابی که برای کامنت بنده گذاشته بودید خوندم و نتونستم که بدون سپاسگذاری از کنارش بگذرم. والبته این رو هم در نظر داشته باشید که کلمات پر مهر شما از دسته های گل خوش رنگ و بو تر و با ارزش تر هستند مخصوصا برای من که زندگیم چند تا کلمه بیشتر نیست و کلماتی که از دوستانی مثل شما یاد می گیرم این زندگی رو پر بار تر می کنه!
    شاد باشید!

    سلام دوست خوبم
    خواهش مي كنم، با اينهمه اظهار لطف شرمنده ام مي كنين.
    منتظر نقاشي تازه اي از كلمات هستم و بهترين ها رو براي شما آرزو مي كنم.

  22. حدیث مهر said, on October 18, 2008 at 12:44 pm

    آشنا بود تکه هایت ،هر لحظه اش را در ذهن داشتم
    طعم خوشبختی یعنی طعم خوش دوست داشتن
    حتی اگه هیچ وقت نرسی …

    طعم خوشبختی یعنی طعم خوش دوست داشتن
    خيلي زيبا بود
    الهي مهربوني هر دو سر بي …


Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: