يادداشت هاي گاه و بيگاه

من كيستم ؟

Posted in خودماني by نيلگون on اکتبر 2, 2008

نمي دونم پست من كيستم وبلاگ توكاي مقدس رو خوندين يا نه ؟

به بهانه اين پست مي خوام تأثير گزارترين نوشته ها و كتاباي زندگيم رو اسم ببرم :

1-      بدون شك ديوان حافظ كه سالهاست مي خونمش، بيشتر اشعارش رو از برم و هر وقت مستأصل ميشم بهش تفأل مي زنم.

2-      داستان كوتاهي از تولستوي در مورد فرشته اي كه به زمين تبعيد شد و ولگرد ستاره ها كه متأسفانه نويسندش يادم نيست.

3-      چرم ساغري و كيمياگر

4-      چهار اثر از فلورانس اسكاول شين كه خصوصا اين 8- 9 سال اخير بارها و بارها مرورش كردم، ديد تازه اي نسبت به خودم، آدمها و زندگي بهم داده و بارها هديه دادمش .

5-      منظومه آرش كمانگير سياوش كسرايي

6-      مثنوي معنوي كه توي خوابگاه خوندنش رو خيلي اتفاقي شروع كردم و حالا ديوونه تك تك ابياتشم.

7-      مائده هاي زميني كه هيچ وقت تمام نشده

8-      ژوزف بالسامو، غرش طوفان و مزرعه حيوانات كه هر چي بگم ازشون كم گفتم

9-      كوري كه توي شرايط عجيبي خوندمش

10-   انجيل كه مهرباني خداش دلگرمم كرد و آروم

11-   هشت كتاب سهراب، ديوان فروغ فرخزاد و اشعار پروين اعتصامي

و اين كتابها كه كم و بيش تأثيرشون رو گذاشتن :

كوير دكتر شريعتي، آيينه هاي ناگهان زنده ياد قيصر امين پور، شعر شبان عاشق سلمان هراتي، پيامبر جبران خليل جبران، گوژپشت نتردام، بامداد خمار و دنياي سوفي

شما هم اگر اين بازي رو دوست دارين بهش دعوتين.

Advertisements

10 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. shantal said, on اکتبر 2, 2008 at 4:44 ب.ظ.

    تاثیر گذاریترین کتابهای زندگی من کتابهای بودند که دوران نوجوانی از کتابخونه ی مشترک مامان و بابام برداشتم و میخوندم…کتابهایی که ریشه ی داستان پردازی(یا بهتر بگم خیال پردازی) رو در من قوی کردند! تعدادشون انقدر زیاده که اگه بخوام فقط ده تاشونو بگم در حق بقیشون اجحاف کردم…راستش هیچکدوم هم نویسنده ی معروفی نداشتند که الان توی ذهنم باشه اما منو بردی به اون سالها…

    قربونت برم شانتال جونم
    كتابخونه خونه ما فقط كتابهايي داشت كه من از خوندنشون هنوزم بيزارم !!

  2. websaz said, on اکتبر 2, 2008 at 7:03 ب.ظ.

    سلام . برخی از این کتب رو نخوندم . ممنون از اینکه اینقدر ساده از تاثیر گزار ترین نکته ها صحبت کردید . مطمئنا کارساز خواهد بود و تجربه های مشابه را برای افراد در پی خواهد داشت .
    موفق باشی

    سلام، خواهش مي كنم
    اميدوارم همينطور باشه و از خوندنشون لذت ببريد.كاش شما و دوستان ديگه يكي دوتا كتاب فوق العاده رو پيشنهاد مي كردين.
    من هم براي شما آرزوي موفقيت مي كنم.

  3. کتايون said, on اکتبر 2, 2008 at 7:30 ب.ظ.

    شعر نمی خونم.ژوزف بالسامو و غرش طوفان را دوست داشتم همینطور کوری را.مزرعه ی حیوانات هم که بی نظیره.

    اهل شعر نيستين كتايون جان !
    در بقيه موارد سليقه مشتركي داريم، كاش چند تا كتاب خوب براي خوندن بهم معرفي مي كردين.

  4. بهمن said, on اکتبر 2, 2008 at 11:20 ب.ظ.

    حافظ و مولانا رو (مخصوصا مولانا) بعضی ها به دلایل الکی از خوندنش سر باز می زنن.( البته به غیر از این کودک فکرانی که تنها واژه ای که برای اینگونه شعر ها بدون لحظه ای فکر بر زبان میارن «نمی فهمم چی می گه» هست و اشعار سطح پایین و ساده رو به راحتی قبول می کنن و می گن حرف دلمونه!) شاید یه دلیلش شعری باشه که ازش توی کتابا چاپ کردن و با تشبیه ها و تعاریف مختلف همه رو از شعر های مولانا زده کردند. بگذریم. آرش کمانگیر که جای خودشو داره. بعضی جاهای مزرعه حیوانات حرصم گرفت و بعضی جاهاش گریه کردم. بعضی جاهای کوری حرصم گرفت و خیلی جاهاش گریه کردم. بعضی جاهای بینایی (ساراماگو/اگه نخوندی حتما بخون. یه جورایی ادامه کوریه) خیلی حرصم گرفت و یکی دو جاش گریه کردم! جالبه که تا حالا چند نفر رو دیدم که کوری رو در شرایط عجیب خوندن! صد سال تنهایی رو که خوندم از شباهت هاش با زندگی های خودمون شگفت زده شدم!! شعر و داستان شاملو بی تردید روم تاثیر گذاشته از همه لحاظ. شازده کوچولو رو هر سال می خونم و چیزای جدید یاد می گیرم! عاشق ریچارد باخم. البته کتاباش وگرنه زندگی واقعیش رو که خوندم از خودش زیاد خوشم نیومد. اوهام(ترجمه سپیده عندلیب) فوق العاده است.

    نمي دونم در مورد حافظ و مولانا چي بگم، حيفه فارسي زبان مادريمون باشه و از اشعار اين دو بزرگ لذت نبريم.
    ممنونم، خيلي ممنونم بابت وقتي كه گذاشتي و كتاباي خوبي كه معرفي كردي.منم با بعضي هاشون خنديدم و با خيلي هاشون گريه كردم.
    متاسفانه بينايي رو هنوز نخوندم و صد سال تنهايي رو .
    ترجمه هاي شاملو رو خيلي دوست دارم، سكوت سرشار از ناگفته هاست و همين طور شازده كوچولو.
    حتما كتابهايي كه معرفي كردين رو مي خونم.

  5. weblogchi said, on اکتبر 3, 2008 at 3:08 ق.ظ.

    سینوحه ؛ پزشک مخصوص فرعون
    اینم از طرف من به عنوان یه پیشنهاد جذاب قبول کن.
    من با اینکه دوبار خوندمش بازم ازش سیر نشدم
    راستی هم دو جلدیش هست(جدیده) هم سه جلدی(قدیمی تر)
    اولی در صورت نبود دومی بهتره 🙂

    اين كتاب عاليه. من و دختر عمه جان يواشكي مي نشستيم، شبها مي خونديم، آخه باباش گفته بود اين كتاب مناسب سن ما نيست 🙂
    البته دو جلدي بود، بايد بگردم ببينم سه جلديش رو مي تونم پيدا كنم يا نه 🙂
    مرسي از اين پيشنهاد خوب

  6. weblogchi said, on اکتبر 3, 2008 at 3:10 ق.ظ.

    راستی رنک وبلاگتون 3 هستش
    http://www.prchecker.info/check_page_rank.php

    مرسي از توجه شما

  7. کتايون said, on اکتبر 3, 2008 at 5:41 ب.ظ.

    استخوان های دوست داشتنی،سهم من،کرانجیت اینا را دوست داشتم..
    دوستمون هم بدجوری مهمون داره.نگران نباش میاد

    مرسي كتايون جونم هم از كتابها و هم از خبراي دست اول

  8. ماه تي تي said, on اکتبر 3, 2008 at 5:42 ب.ظ.

    سلام گل خانوم
    منم تقريبا اين كتابا رو خوندم
    و البته كوري را در شرايطي بسيار خاص
    يه نظر براي پست قبليت گذاشتم نمي دونم چرا نرسيد
    اما به هر حال بسيار شادم از سلامتي خواهر نازنينت
    شاد باشي
    من هنوز تو فرودگاهم

    سلام ماه من
    عجيبه حكايت اين كتاب !
    نظر شما توي پست قبل رسيد، خيلي خيلي ممنون
    اميدوارم به سلامتي برسي دوستم، مي بوسمت.

  9. آیین و آیینه said, on اکتبر 3, 2008 at 6:33 ب.ظ.

    سلام آزاده جان . دلم واسه ات خیلی تنگ شده بود .
    مائده های زمینی رو همیشه دوست داشتم و دارم و از خوندنش سیر نمیشم .
    چهار اثر از فلورانس اسكاول شين ، رو از سوم دبیرستان شروع کردم به خوندن و همیشه خوندن این کتاب توی زندگیم کمک حال و نجات دهنده لحظه های سختم بوده .
    ولی من عاشق نمایشنامه های تنسی ویلیامز هستم . نویسنده ای که خیلی دوستش دارم و خوندن نوشته هاش برام بیش ا ز هر چیزی لذت بخشه . افسانه های تبای رو در طول سال دو سه بار می خونم و می شینم کلی در موردش فکر می کنم .
    شازده کوچولو و صد سال تنهایی رو هم دوست دارم .
    الان هم که مشغول خوندن کافه پیانو هستم و خیلی از نوع نوشتاریش خوشم اومده.

    سلام آيينه جونم، دل منم خيلي برات تنگ شده بود عزيزم.
    افسانه تباي رو يادم رفته بود، سرنوشت محتوم چيز عجيبيه
    متاسفانه نمايشنامه هاي تنسي ويليامز رو نخوندم تا حالا، مثل كافه پيانو كه شنيدم به نوعي تكرار ناتوردشت سالينجره، ولي هنوز موفق به خوندنش نشدم.
    سلامتي كامل مامان رو همراه روزهايي فوق العاده براتون آرزو مي كنم.

  10. navid4d said, on اکتبر 3, 2008 at 6:51 ب.ظ.

    سلام
    شما رو دعوت به عضویت در رنک هانتر در گروه شماره 2 میکنم .
    http://rankhunter.wordpress.com/group2/


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: