يادداشت هاي گاه و بيگاه

يك جرعه زندگي

Posted in خودماني by نيلگون on September 18, 2008

من چاي رو خيلي دوس دارم، شيرينش رو از تلخش بيشتر، گرمش رو از سردش، سبزش رو از سياهش، دو نفره خوردنش رو از تنهايي سركشيدنش، خوش طعم و خوش عطر و خوشرنگش رو اندازه يه دنيا

20 جورش هم كه دم دستم باشه، واسه دو تا پياله چايي بايد از هر كدومش يه ذره بردارم

تا دلتون بخوادم، حوصله دارم واسه دم كشيدنش

چاييم رو نه توي ماگ دوس دارم، نه توي فنجون، نه توي استكاناي كمر باريك دور طلايي

اندازه من ليواناي دسته دار سادس، بايد داغ، داغ تماشاش كنم، گرم، گرم بچشمش و غرق خيال جرعه جرعه فرو بدم.

اصلا هم اهميت نميدم كه دار و ندار ذخيره آهنمو به باد فنا ميده.

لبريزش رو دوس دارم، لب دوز و لب سوزش رو نه !

با خيلي چيزا مي تونم شيرينش كنم، الا اين شيرين كننده هاي مصنوعي مزخرف كه ته تهش مزه زهرمار ميدن.

**

و گاهي فكر مي كنم من زندگي رو عين چاي دوس دارم، شيرينش رو از تلخش بيشتر، گرمش رو از سردش …

Advertisements
Tagged with: , ,

19 Responses

Subscribe to comments with RSS.

  1. آزاده said, on September 18, 2008 at 6:13 pm

    امیدوارم زندگیت همیشه شیرین، گرم، سبز و خوش منظره باشه.
    —————-
    يك دنيا ممنون
    منم براي شما همين آرزو رو دارم.

  2. shantal said, on September 18, 2008 at 6:17 pm

    زندگی لیوانی دسته دار لبالب و لبریز از چایی شیرین است…
    زیبا بود…میدونی…فیلسوفها از همین جاها زاده میشند!!
    ——————–
    مرسي !
    ولي خودمونيم چقدر زندگي خوشمزه به نظر مياد !

  3. محمد صادقی said, on September 18, 2008 at 9:00 pm

    از مهر فراوان شما سپاسگزارم …

    آنچه می نویسم هرچه باشد از سادگی و صمیمیت نوشته های شما بی بهره است، اما دلگرمی های شما چراغی ست در تاریکی شب…مهرتان پایدار
    ———————-
    خواهش مي كنم، من رو با لطفتون شرمنده مي كنين.

  4. ماه تي تي said, on September 19, 2008 at 2:37 am

    آزاده جونم
    باوركن روزبروز از خوندن نوشته هات بيشتر لذتميبرم
    راستش را بخواي
    امشب يادم اومد ازديروز (دعوام نكني ها) نه چايي خورده بودم نه غذا. اين بود كه هم ساعت 1 شب البته هم غذا درستكردم هم چايي دم كردم
    غذا را خوردم اما چاي را نه
    بعد رفتم بخوابم كتاب كافه پيانو را تمام كردم ديدم دلم لك ميزنه واسه چايي
    الانم يه ليوان دسته دار خوشگل چايي ريختم كه پست چايي تو رو خوندم.
    منم داغشو دوشت دارم ولي تقريبا تلخ
    و چون دونفره مي چسبه
    به افتخارت ميخورم.
    زندگيت هميشه شيرين باشه ازاون شيرينيهاي كه خودتدوست داري

  5. ماه تي تي said, on September 19, 2008 at 2:39 am

    منم واسه دم كردنش حوصله دارم
    سماور ندارم اما توي قوري درست مي كنم تازه يه حوله خوشگلممخصوص چايي دارم مي ذارم رو قوري تا توپ دم بكشه.

  6. لاله(بارانی باید) said, on September 19, 2008 at 7:31 am

    مثل همیشه زیبا بود و پر از انرژی.چقدر زیبا از ساده ها مینویسی و آدم رو لبریز میکنی از یه حس خوب.ممنون به خاطر نوشته های زیبات و ممنون از اینکه فرصتی دادی به ما برای خوندنشون 🙂
    ———————–
    خواهش مي كنم لاله عزيزم
    شرمنده ميشم از اينهمه لطف و محبت

  7. آنارام said, on September 19, 2008 at 8:02 am

    خوشابحالت که چایه سبز رو از سیاهش بیشتر دوس داری
    جات خالی یه بار امدیم رمانتیک بازی در بیاریم.
    رفتیم تویه بالکنه خونه و درحالیکه بارون میومد به منظره ی کارون نگاه کردیم و لیوانایه چایه سبز رو چسبونیدم به گونه هامون تا گرماش به بدنمون منتقل بشه و خیلی عشقولانه لبامونو به لبه ی لیوان نزدیک کردم و چشمت روزه بد نبینه …
    : دی
    —————–
    جدا جام خالي بوده آنارام جونم 🙂

  8. کتايون said, on September 19, 2008 at 9:50 am

    سلیقه مون در مورد چای یکیه غیر از اینکه من سیاهش را بیشتر دوست دارم

  9. محمود گرجی said, on September 19, 2008 at 11:08 am

    سلام .
    ممنون از حضور صمیمی و اظهار لطف و مهربونیتون.
    مانا و شاد باشید.

  10. weblogchi said, on September 19, 2008 at 7:06 pm

    سطر به سطرش مثل چای سبز سیلان خوشطعم و عطر بود ولی
    اون ماجرای آهن بدن رو باید مواظب بود و الا آهن ربا ها جذبمون نمیکنن 😆
    ———————–
    ممنونم
    به خاطر اون آهنرباها هم كه شده بايد تجديد نظر كنم 🙂

  11. shantal said, on September 19, 2008 at 7:17 pm

    زرنگی!!!!!بگم متولد کدوم یکی از ماه های پاییزیم تا برام کادو بخری؟؟!!!نه من اصلا دوست ندارم دوستهام توی زحمت بیفتند!!!!!!!
    واسه همین هم فقط میگم نه متولد ماه مهر نیستم
    :D:D:D
    ———————
    چون راضي به زحمت نيستي كادو نمي خريم دوستم !!!!!!!!!!!!!
    شما متولد آباني ؟ 🙂 🙂

  12. ماه تي تي said, on September 20, 2008 at 2:26 am

    من شرط مي بندم اگه شانتال جان متولد آبان هم نباشه متولد آذره
    آي كيف كردم ديدم بيداري آزاده جان
    ————————
    اي تاتاي شيطون !
    منم از خوندن اون نوشته بي نظير كلي مشعوف شدم خانمي

  13. ماری said, on September 20, 2008 at 2:55 pm

    من زیاد چایی خور نیستم …قهوه رو ترجیح می دم..

    راستی چقدر قشنگ می نویسی…
    ————————
    منم قهوه رو خيلي دوست دارم ولي توي زمستون…
    ممنونم ماري جان

  14. فرزام said, on September 20, 2008 at 10:45 pm

    از اون نوشته های ناز بود
    ——————–
    مرسي، ممنون، آخ جون …

  15. شکیبا said, on September 21, 2008 at 11:12 am

    سلام
    منم چای خیلی دوست دارم. تمام خستگی روز رو از تنم دور میکنه. ولی هوسم شد از این چایی که شما تعریف کردید جرعه ای بنوشم.
    مطلبی رو که از وبلاگ توکای مقدس گفته بودید خوندم , خیلی جالب بود تا حالا نشنیده بودم. با این حساب لیلیت فرمانده تمام زنان بقول مردان سرکش هست.
    ———————-
    سلام شكيبا جون عزيزم
    خدا كنه فرصتي پيش بياد من براي شما و خيلي دوستان ديگه چايي دم كنم.
    فعلا كه همينطوره،اگه نسلهاي بعد روش رو كم نكنن.

  16. shantal said, on September 21, 2008 at 8:51 pm

    میدونی هم دیروز هم امروز میام تو وبلاگت محو این عکسی که برای پستت گذاشتی میشم…اون وقت هوس یه لیوان چای میکنم…فکر کنم بالاخره منم چایی خور شدم!
    ———————-
    هوررررررررررررا، به اين ميگن همون وجه زنانه دوست داشتني
    وسوسه چاي 🙂

  17. ماه تي تي said, on September 21, 2008 at 9:37 pm

    چايي
    چااااااااااااااااااايي
    مي رم به ياد گل روي آزي جونم يه چايي تزريق كنم بعد دو ساعت كه از افطار گذشته
    اين علم اموزي نميذاره كه
    كلاس بودم.
    فكر كنم تو هم مثل اون يكي ازي (يلدا) ازخوندم ماه تيتيانه بيشترلذت ميبري… خودمم جو شوخي اونور را دوست دارم. تلواسه ها خيلي جديه…
    ————-
    نوش جان، مرسي تاتاي مهربونم
    من هر دوتاشون رو خيلي دوس دارم و خوب فهميدن نوشته هاي ماه تيتيانه راحت تره واسم !!!

  18. رضا said, on September 22, 2008 at 4:52 am

    سلام حق دارین هیچ چیز جای چای رو نمیگیره چند تا لیوان چای و یه عالمه روزنامه دنیایی دیگه است .
    امیدوارم زندگیتون همیشه مثل قند شیرین باشه .
    همیشه شاد و سبز باشید .
    ——————
    خيلي ممنون
    من هم اين آرزوي متقابل رو براي شما مي كنم

  19. حجت said, on September 25, 2008 at 1:31 pm

    منم چایی و بعضی وقتها که خیلی خسته باشم قهوه خیلیی دوست دارم .

    🙂
    ——————–
    منم قهوه رو توي شباي سرد زمستون خيلي دوس دارم.


Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: