يادداشت هاي گاه و بيگاه

تكه هايي از پازل زندگي من

Posted in پازل زندگي من by نيلگون on اوت 25, 2008

من آدم پيچيده اي نيستم، دوست ندارم اسم خودم رو بزارم هزارتو

بيشتر شبيه يه پازل چند صد تيكم، تيكه هاي ريز و درشت در هم كه قراره اينجا به سر و سامان برسن

يه جور خودشناسيه شايد، كه قراره منتهي بشه به خداشناسي بهتر.

و اما تيكه اول :

بابا زمين شناسه و وسوسه هاي زمين هر چند سال يكبار ما رو به يه معدن جديد مي كشوند، به يه منطقه تازه،

سرب، سنگ چيني، مرمر، گرانيت … هر چي به ذهنتون برسه.

دوتا تاب خاكستري آهني، رو به چندتايي كانكس كوچيك و بزرگ و چند تا خونه آجري نارنجي

قرچ، قرچ ، من و آني تاب مي خورديم، پشت به هياهوي اول صبح كارگرا و سكوت كشدار بعد اون و روزا شب مي شدن.

معدن آدم مي گرفت و سرب مي داد، يك  معامله پاياپاي، مرد در برابر سرب، نان در برابر ريه هاي مسموم و سرفه هاي ناتمام و جان در برابر هيچ، وقتي كه مارها سهمشون رو مي خواستن، كوير قلمرو شن هاي نا آرام و بدن هاي پر از پيچ و تاب گرسنه بود.

به آني،اونقدر ناگهان كه فرصت گم كردن دست و پاتو هم پيدا نمي كردي و شيون بود و شيون.

صداي زجه زنهايي كه موها و صورتهاي پر از خاك داشتن و روي زمين داغ به خودشون مي پيچيدن .بچه هاي گرسنه مبهوتي كه دست به دست مي شدن

و از فردا، همين فردا، يه مرد تازه مي اومد، با يه كوله كوچيك و هزار تا آرزوي ريز و درشت

يه برق مبهمي توي چشماش بود، وقتي بهت مي گفت، دختري داره توي شهر دور كه همسن و ساله توئه و چشم انتظار.

Advertisements

16 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. bamdadi said, on اوت 25, 2008 at 8:18 ب.ظ.

    معدن آدم مي گرفت و سرب مي داد، يك معامله پاياپاي، مرد در برابر سرب، نان در برابر ريه هاي مسموم و سرفه هاي ناتمام و جان در برابر هيچ…
    —————————-
    معني اين نوشته اينه كه شما اومدين اينجا و نوشته منو خوندين
    خيلي خوشحالم و خيلي خوش اومدين

  2. shantal said, on اوت 25, 2008 at 9:45 ب.ظ.

    تکه تکه هایت را میخوانیم پازلی کامل می کنیم از چهره ای نیلگون…راستی باباهامون یه جورایی هم کارند ها 😉
    ————————-
    چه عالي دوستم
    ولي مطمئن نيستم، چهره خوبي از آب دربياد

  3. ماه تي تي said, on اوت 25, 2008 at 9:56 ب.ظ.

    اي بابا نيلو جون
    امروز كه ما خرابيم و خواب و بيداري دست داده به خرابتر كردن ما. اون از سريال دكتر قريب تنها سريالي كه نگاه ميكنم. اينهم از نوشته تو. مرد و سرب… هي روزگار. امروز صدمين باره مي گم. هي روزگار…
    شاد باشي عزيزم. نازگلا رو ببوس
    ———————————–
    ببخش تاتاي عزيزم، مي نويسم تا رها بشم، نه اينكه ذهنهاي ديگري رو درگير كنم
    من دوتا سريال هزار قسمتي دارم تاتا جان … هي روزگار…
    ممنونم

  4. سارا رها said, on اوت 25, 2008 at 10:52 ب.ظ.

    توصیف زیبایی بود از این تکه از پازل زندگیت…
    زنده باشی عزیز
    ————————–
    ممنونم ساراي عزيزم

  5. ماری said, on اوت 26, 2008 at 12:52 ق.ظ.

    با این می گن بازی زندگی …
    ———————–
    دقيقا همينطوره
    كاش قوانين بازي رو بهتر بلد بوديم

  6. مهربانو said, on اوت 26, 2008 at 8:53 ق.ظ.

    سلام عزيزم
    من تازه برگشتم با انبوهي از كارها و اتفاقات ..گمانم امروز چيزي بنويسم
    اينجا چقدر خوشگل شده ..اون جمله ي بالا من رو كشت :
    سيب آوردم … سيب سبز اميد
    يه عالمه گل و بوسه
    ———————-
    هزار تا سلام
    جاي شما خيلي خالي بود
    خيلي ممنون
    به عالمه گل و بوسه و رسيدن بخير و اين حرفا

  7. صالح said, on اوت 26, 2008 at 9:04 ق.ظ.

    شفقت..
    از تازه ترین کاریکاتورهایم…
    http://abukoorosh.blogfa.com/

  8. weblogchi said, on اوت 26, 2008 at 10:00 ق.ظ.

    » معدن آدم مي گرفت و سرب مي داد، يك معامله پاياپاي، مرد در برابر سرب، نان در برابر ريه هاي مسموم و سرفه هاي ناتمام و جان در برابر هيچ، وقتي كه مارها سهمشون رو مي خواستن، كوير قلمرو شن هاي نا آرام و بدن هاي پر از پيچ و تاب گرسنه بود. »

    اعتراف میکنم این قسمت از نوشتت آدمو شدیدا تحت تاثیر قرار میده.زیبا بود 🙂
    ————————-
    ممنونم
    متاسفانه عين واقعيته و كاش اينطور نبود.

  9. آنارام said, on اوت 26, 2008 at 11:59 ق.ظ.

    صد تكه ، صد پست
    پازل واسه ايجاده تمركز و اكتيو شدنه ذهن فوق العاده اس
    ولي من هيچ وقت حوصله نكرده ام تا آخرش پيش برم تا لذت كامل شدنه تصويرايه ريخت و پاشه پازل رو خودم حس كنم
    ———————–
    من سه بعدياش رو دوس دارم، گمونم اينم يكي از اونا بشه، من كامل مي كنم، زحمت تماشا با شما

  10. شکیبا said, on اوت 27, 2008 at 12:30 ب.ظ.

    سلام

    آزاده جان شرمنده که اینقدر دیر اومدم. یه کمی گرفتار بودم.
    عزیزم وبلاگت خیلی قشنگ شده.
    امیدوارم این پازل وقتی کامل شد یکی از زیباترین پازل های دنیا باشه/
    خانومی من با اجازه لینکت کردم.
    ——————-
    سلام
    خواهش مي كنم، قدم رنجه كردين، ممنون
    صاحب اجازه اين، لطف دارين

  11. goli said, on اوت 27, 2008 at 1:33 ب.ظ.

    سلام خوبي آزاده جون ببخشيد اينقدر اومدنم دير شد به به چه جاي قشنگي .منزل نو مبارك عزيزم . شرمنده ما دست خالي اومديم يعني براتون كيك خريده بوديما ولي روش توي اين ترافيك لعنتي آب شد ما هم بهتر ديديم نياريمش . خوش ميگذره كه ايشالا. اينجا راحت تري؟ خوب خدا رو شكر . خوش بگذره همييييييييييييييييييييييييييشه.
    ——————————
    سلام
    ممنون عزيز دلم
    به خاطر كيك و …

  12. سارا رها said, on اوت 27, 2008 at 5:07 ب.ظ.

    آزاده جان
    اسلاگ پست هاتو لطفا درست کن. دیدی اون همه علامت های عجیب در آدرس یک پست خاصت رو؟ وقتی که داری یک پست می نویسی دست راست توی منیو یه جایی نوشته اسلاگ. توی اون باکس یک اسمی رو, هر چی که میخوای اسم پستت باشه, با حروق انگلیسی بنویس. مشکل حل میشه. سئوالی داشتی ایمیل بزن.
    زنده باشی
    ——————————
    ممنون از توجه شما
    حتما تصحيح مي كنم.

  13. سمیه said, on اوت 27, 2008 at 6:20 ب.ظ.

    تیکه اول از این پازل که بر دل نشست. تا تکه های بعدی
    —————————–
    ممنون از نظر لطف شما

  14. ماه تي تي said, on اوت 28, 2008 at 2:20 ب.ظ.

    خدمتتان
    خودت
    دختر بزرگه
    دختر كوچيكه
    بوس مي فرستيم
    ————————-
    خدمت از ماست و دختر كوچيكه و دختر بزرگه، بوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس

  15. نعمت said, on اوت 28, 2008 at 2:57 ب.ظ.

    سلاممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
    ———————-
    عليك سلاممممممممممممممممممممممممم….

  16. سیروس said, on اوت 28, 2008 at 3:33 ب.ظ.

    سلام ما که ترسیدم مثل ماه تی تی بوس بفرستیم
    ولی خب منم اون تجربه ی معدن رو داشتم
    ماشین ای شاسی بلند
    روغن
    کثیفی
    اه
    خستگی و خواب اخرش م از همه بهتر پول 🙂
    —————————
    من از جانب شما دخترا رو بوسيدم، ممنون
    به به پس خدا رو شكر شاهنامه شما آخرش خوش بوده 🙂


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: