يادداشت هاي گاه و بيگاه

سكوت

Posted in شعرها by نيلگون on August 24, 2008

شايد

حرفي براي گفتن، نمانده است

گلايه اي

بمان

تكيه گاه آرام

سكوت مي كنم

Advertisements
Tagged with: ,

6 Responses

Subscribe to comments with RSS.

  1. ماه تي تي said, on August 24, 2008 at 7:27 am

    بله. خوابمان مي آيد. نمي توانيم بنويسيم. تكيه گاهتان پاينده
    —————————
    شما اين موقع صبح سركار هستين ؟
    مرسي ممنون

  2. صالح said, on August 24, 2008 at 10:18 am

    آزادی..
    از تازه ترین کاریکاتورهایم…
    http://abukoorosh.blogfa.com

  3. shantal said, on August 24, 2008 at 12:18 pm

    و شما هم با این پستت بدجوری حرف دل منو زدی…شاید حرفی برای گفتن نمانده است….
    ————————
    حس خوبي نيست ولي پيش مياد ديگه

  4. آیین و آیینه said, on August 24, 2008 at 7:15 pm

    گاهی اوقات و این روزها سرشارم از حرف و گلایه
    اما …
    ————————
    همون حكايت هميشگي
    سكوتم از رضايت نيست
    دلم اهل شكايت نيست

  5. سیروس said, on August 25, 2008 at 12:31 am

    به قول ماه تی تی ،تكيه گاهتان پاينده
    ——————–
    مرسي، ممنون

  6. سارا رها said, on August 25, 2008 at 10:55 pm

    زیبا و آرام…
    ——————–
    مرسي عزيز دلم


Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: