يادداشت هاي گاه و بيگاه

پنكيك ساده و شكلاتي

Posted in خودماني, صنعت غذا by نيلگون on August 30, 2008

خوب دوباره شنبس و روز صنايع غذايي نويسي
(more…)

ماجراي سر كار رفتن من

Posted in پازل زندگي من by نيلگون on August 28, 2008

يادش به خير

10 سال پيش در چنين روزي، براي اولين بار من سر كار رفتم.
(more…)

Tagged with:

تكه هايي از پازل زندگي من

Posted in پازل زندگي من by نيلگون on August 25, 2008

من آدم پيچيده اي نيستم، دوست ندارم اسم خودم رو بزارم هزارتو

بيشتر شبيه يه پازل چند صد تيكم، تيكه هاي ريز و درشت در هم كه قراره اينجا به سر و سامان برسن

يه جور خودشناسيه شايد، كه قراره منتهي بشه به خداشناسي بهتر.

و اما تيكه اول :
(more…)

سكوت

Posted in شعرها by نيلگون on August 24, 2008

شايد

حرفي براي گفتن، نمانده است

گلايه اي

بمان

تكيه گاه آرام

سكوت مي كنم

Tagged with: ,

وبا، شيوع، پيشگيري

Posted in صنعت غذا by نيلگون on August 23, 2008

اصلا قرار نبود شنبه هاي صنايع غذايي نويسي به اين زودي به ميكروارگانيسم ها برسه، اونم يكي مثل ويبريو كلرا(Vibrio cholera)

ولي خوب وبا هم بيماري يي نيست كه بشه به اين سادگيها ازش گذشت.

اگه توي نيمكره شمالي زمين و خصوصا قسمتهاي گرمسير اون زندگي مي كنين، بايد بدونين كه هرساله از ارديبهشت ماه تا اواخر شهريور موجي از شيوع وبا رو در اين نيمكره داريم .
(more…)