يادداشت هاي گاه و بيگاه

داستان يك آبادي-2

Posted in داستان by نيلگون on July 5, 2008

پيش نوشت: از اينكه اينهمه بين اين دو تا پست فاصله افتاد، معذرت مي خوام.

*

پاشو دستت را بده به من، پله ها فاصله شان از هم زيادست، ليز هم هستند

به خاطر وجود رطوبت و خزه هاي روييده ميان شيار سنگهاي ريز و درشت

رد بشويم از زير اين طاق كوچك و بپيچيم دست راست، اولين خانه خشتي با آن سقف گنبدي شكل

كاهگلي خانه اربابي ماست.

اربابي اربابي كه نيست، سرجمع دو تا اتاق نمور تاريك دارد، دو تا ايوان كوچك رو به جوب، چندتايي

درخت سيب گلاب و به و تنها چيزي كه متمايزش مي كند از بقيه خانه ها، جوب آب آوازه خوان ميان

خانه است كه تنها ازخانه عمه رد مي شود و ما و بعد بي دغدغه مي رود تا بريزد به دل استخر و

بنشيند به تماشاي بازي سنجاقكها و فقط با رقص باد موج بخورد و پاهاي پرده دار مرغابيها تا نوبت رفتنش برسد.

اينجا شلوارهاي كهنه جين خيلي به كار مي آيند، پاچه هايت را مي تواني بزني بالا و تا دلت مي

خواهد تويجوب آب راه بروي،حتي توي استخر، خيس هم كه شدند و گلي خوب كهنه اند ديگر و البته

زمان پايين آمدن ازدرختهاي توت سفيد و گردو كه عجيب جان سختند اين شلوارها.

عمه تا بفهمد آمده ايم، عصاي گره گرهش را مي كوبد به ديوار مشترك و بابا را صدا مي زند

عمه به بابا مي گويد عمه جان، به من مي گويد عمه جان، ترا هم كه مخاطب قرار بدهد مي گويد عمه جان

اين ميان فقط فرخ است كه عمه، پسرجان، فرخ جان، مادر جان صدايش مي كند.

از سر ديوار كوتاه سيني چاي تازه دم را مي دهد دست بابا با آن پولكي هاي به هم چسبيده اصفهان

و حبه قندهاي نم كشيده كه ترجيحشان مي دهم به تمام انواع واقسام پولكي ها از زعفراني گرفته تا

نارگيلي و الي آخر و هميشه عذر خواهي مي كند از مامان :

“ببخش عمه جان، قندها را توي چاهار تا كيسه هم بگذاري، نم مي كشند اينجا”

و راست مي گويد.

عمه هم كه بهار و تابستانها مي آيد اينجا، به گمانم قد مي كشد كه از هر چه آشنا و غريبه كه ديده ام

بلندتر است، شايد هم يك روز بهاري سر انگشتهايش شكوفه مي كند، كسي چه مي داند.

ادامه دارد. . .

Advertisements
Tagged with:

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: