پيامبر
شاخه اي گل سرخ
برايم بياور
تا به اعجاز آن
ادعاي پيامبري كنم
به رسالت مهر
دانه هاي دل من
انارهاي باغچه رسيدهاند
تركخورده و رها
ميان دستان سرد باد
با سبد مهر بيا و
از سر شاخههاي عريان
تمام دانههاي سرمازده و تبدار را
بچين
تابستان داغ
تابستاني كه هرگز از راه نرسيد
تمام شد
به قدر يك چشم بر هم زدن
به قدر فروريختن ماسه هاي گرم از دستان كودكي
به قدر نوشيدن يك فنجان قهوه تلخ
داغ داغ
اشك هاي اشتياق
براي فاطمه شمس
اشك ها به غبارروبي غمت آمده اند
به آب و جاروي چشم هاي انتظار و گونه هاي زرد
قدومشان مبارك اين اشك هاي داغ
اشك هاي اشتياق
RSS - Posts




18 دیدگاه