يادداشت هاي گاه و بيگاه

پيامبر

Posted in حرفهاي بي مخاطب, شعرها, پريشان‌نوشت by nillgoonn on اکتبر 15, 2009

شاخه اي گل سرخ

برايم بياور

تا به اعجاز آن

ادعاي پيامبري كنم

به رسالت مهر

دانه هاي دل من

انارهاي باغچه رسيده‌اند

ترك‌خورده و رها

ميان دستان سرد باد

با سبد مهر بيا و

از سر شاخه‌هاي عريان

تمام دانه‌هاي سرما‌زده و تب‌دار را

بچين

تابستان داغ

Posted in حرفهاي بي مخاطب, دلتنگي ها, شعرها by nillgoonn on سپتامبر 21, 2009

تابستاني كه هرگز از راه نرسيد

تمام شد

به قدر يك چشم بر هم زدن

به قدر فروريختن ماسه هاي گرم از دستان كودكي

به قدر نوشيدن يك فنجان قهوه تلخ

داغ داغ

سرانجام

Posted in دلتنگي ها, شعرها by nillgoonn on سپتامبر 16, 2009

قصه ما

كه به سر نرسيد

كلاغ پير، خدا كند اين بار

به خانه اش برسد

Tagged with: , ,

اشك هاي اشتياق

Posted in روزهاي خاص و مناسبت ها, شعرها by nillgoonn on سپتامبر 13, 2009

براي فاطمه شمس

اشك ها به غبارروبي غمت آمده اند
به آب و جاروي چشم هاي انتظار و گونه هاي زرد
قدومشان مبارك اين اشك هاي داغ
اشك هاي اشتياق

از بهار تا پاييز
جاي عزيزت سبز