شنبه هاي پر رمز و راز
هفته ها با شنبه شروع ميشن، شنبه ها بايد روزهاي خوبي باشن، يك آغاز خوب براي هفته اي بهتر
به خاطر همين مي خوام از اينكه دارم كتاب راز رو مي خونم بگم و از اينكه من رو ياد بازي زندگي اسكاول شين مي ندازه.
هميشه ابزارهاي زندگي من كمي قبل از اينكه بهشون نياز پيدا كنم از راه مي رسن، مثل همين چهار اثر از فلورانس اسكاول شين
خواهرم اين كتاب رو هديه گرفت و چون حوصله خوندنش رو نداشت، من بارها و بارها خوندمش، اونقدر كه بتونم با نظام فكري وسواسي نه چندان منظمي كه داشتم تطبيقش بدم.

انجيل رو قبل از اون و سر كلاس زبان تيكه تيكه خونده بودم، همراه با قصه هاي شكسپير، ملغمه عجيبي بود، شكسپير به عنوان يك انسان، خير و شر رو كنار هم مي گذاشت، انسانهايي رو با انگ حرام — زاده بودن به داستانهاش اضافه مي كرد، يا صداهايي كه مكبث رو به سمت شر هدايت مي كردن، نوار مكبث رو خوب يادمه و صداهاي اغواگري كه اون رو به نام مي خوندن.
انجيل رو به فارسي هم خوندم، خداي مهرباني داشت ولي درك صحيحي ازش نداشتم، كسي هم نبود كه بشينم در مورد معاني و داستانها باهاش صحبت كنم.
تا اينكه خوندن بازي زندگي و سه كتاب ديگه اسكاول شين رو شروع كردم، يعني اگه اين زن نقاش نبود، اصلا شروع نمي كردم .
اون يك مسيحي معتقد بود و خيلي خوب انجيل رو درك كرده بود، داستانهايي كه تعريف مي كرد و تجربياتي كه داشت، ذهنيات جديدي به من دادن و قسمتهايي از شنيده هاي من رو به يقين تبديل كردن.
عدالت خدا و جبر و اختيار هميشه برام جالب بودن و البته نيروي خير و شر.
اسكاول شين به وجود شر اعتقادي نداشت، مي گفت اونچه كه خدا براي ما خواسته خير مطلقه و فقط وقتي از خير دور مي شيم، خودمون رو از اون محروم مي كنيم، دركش ساده نيست ولي فكر مي كنم همينطور بايد باشه، اين مغايرتي با وجود شيطان نداره، اتفاقا خيلي شبيه دعاي كميل هست كه از خدا مي خواد گناهانش رو ببخشه، گناهاني كه هر كدوم اون رو از خير و بركتي محروم مي كنن.
اسكاول شين از قوانين حرف مي زنه، كتاب راز هم همينطور، در واقع هر دو معتقدن قوانين دنياي مادي تعريف شده و مبتني بر علم فيزيك هستن، يعني همه جاي اين دنيا و براي تمام انسانها برابرن و چه بشناسيمشون، چه نه ! اثر خودشون رو دارن.( من به اين ميگم عدل الهي)
اولي معتقد به اعجاز كلماته و من رو ياد سوره علق ميندازه، اونچه كه در وراي كلمات و حروف نهفته و پنهانه، يا ساده تر بگم ياد تمام افسانه هايي كه درهاي عظيم سنگي در اونها رو به جواهرات و گنجها، فقط با رمزهايي باز ميشن كه عده اي خيلي كمي از اونها آگاهن .
قصه علي بابا و چهل دزد بغداد رو كه حتما بلدين، باز كن سنجد !!!!!
اما راز دست روي فكرهايي ميزاره كه هميشه سراغ ما ميان، صحبتهاي ما با خودمون
واگويه هاي زمان تنهايي و استراحت و به خصوص قبل از خواب، اينكه ما با افكارمون اتفاقات رو به سمت خودمون مي كشيم، در واقع مثل يك آهنربا عمل مي كنيم.
فقط يادمون باشه ما آهنرباهايي هستيم خيلي قوي كه استثنائا قادر به جذب قطبهايي هم نام با خودمون هستيم و دفع قطبهايي غير همنام.
پ.ن : اگر شما هم گاهي به اين موضوع فكر مي كنين و براتون جالبه، لطفا بهم بگين نظر شما در اين مورد چيه ؟
پ.ن : روز همه دانشجوهاي عزيز مبارك .
RSS - Posts




واقعا ممنونم!میدونی بابت چی؟من الان چند وقتی هستم میخوام راز رو بخرم ولی اصلا انگیزه اش نبود!
من فیلمش رو دیدم ، به نظرم جالب بود.
تصویر سازی ذهنی کلا جواب می ده.
خودت که خوبی؟
خيلي ممنونم بي تا جان، خوبم دوست مهربونم
تصوير سازي ذهني در مورد من هميشه خيلي خوب جواب ميده، بد يا خوب
گاهي منم بهش فكر ميكنم.به من ثابت شده كه چيزي كه ته ذهنت هميشه برات مهم بوده بالاخره بهش دست پيدا ميكني.هر چند كه خيلي هم طول بكشه
دوست عزیز سلام
با یک معرفی کتاب به روزم:
«ضرورت گفت و گو میان اسلام و غرب»
سلام
ممنونم، حتما نوشته خوبتون رو مي خونم
خیلی دوست دارم کتاب راز رو بخونم. حتما در اولین فرصت می خرمش.
)
راستی خودت خوبی خانومی؟
سلام آزاده خانم من تازه با وب شما آشنا شدم خیلی جالبه . راستش یه سوال ازتون داشتم من تو وب گیلاسی دیدم که شما مهندس صنایع غذایی هستید راستش منم شیمی- صنایع غذایی خوندم ولی متاسفانه کار نتونستن پیدا کنم چون همه سابقه کار میخوان وکارها یی هم که هست یا تو کارخونست که من چون متاهلم سخته برام و یا کارشناس فروش هست که من زیاد با روحیم سازگار نیست فکر کردم شاید شما بتونین راهنماییم کنید که تو چه جاهایی و چجوری می تونم کار پیدا کنم ممنون آدرس ملمو گذاشتم اگه خواستین جوابمو بدین مرسی:)
سلام آزاده جون عزيز خودم
من راز راامتحان كردم و نتايجشو ديدم. اثرات مثبت فكركردن. ما همه نيروي جاذبه اي داريم كه مي تونه مثبت و منفي را به خودش جذب كنه. همه چيزايي كه بهشون فكر ميكنيم.
سلام ماه قشنگ دوست داشتني
چه عالي، تجربه مشتركي داريم
سلام
فیلمی که نمیدانم بر مبنای این کتاب ساخته شده یا نه را دیده ام . لوگوی فیلم که همین بود و مضمونش نیز.
عقیده دارم که همانطور که شما فرمودید برای یک مومن بالله ، فیلم حرف تازه ای برای گفتن نداشت . شاید عده ای که به هر قیمت به دنبال رستگاری خارج از چهارچوب ایمان میگردند ، نکات شگفت آوری در آن پیدا کنند و وای وای بگویند، ولی به عقیده من تکرار حرفهای کتب الهی در قالب های شبه علمی ، فعل پسندیده ای نیست . چرا ؟
چون این عمل شده دکان بعضی ها که میخواهند مردم را در جلسات “سپاه رستگاری ” و “انرژی درمانی” و “ام اس ال ان پی ال سی دی ” و کوفت و ماشرا ، تلکه کنند و ادای عرفا را دربیاورند.
این آدمها آنچنان از قوانین فیزیک حرف میزنند که انگار این قوانین را نیوتن و انیشتن و کپلر و فرمی ، وضع کرده اند. نه جان برادر ، تمام این قوانین و بیان های ریاضی و معادلات دیفرانسیل حاکم بر جهان مادی ، تنها بخش کوچکی از قوانین الهی است که بشر “”کشف”" کرده . کشف!!!
بعد رنسانس ، جهان را به دو بخش تقسیم کردند : جهان علم و جهان خرافه
بعدها مهربانتر شدند : جهان علم ، عالم روحانی
بعدها سود پرست و کلاهبردار شدند: جهان علم و جهان متافیزیک
ولی همه اینها در اصل یک تقسیم بندی بیشتر نیست:
بخشی از جهان که میتوانیم به زبان ریاضی بیان (فرموله) کنیم و بخشی از جهان که در قالب استدلال نمیگنجد.
پای استدلالیون چوبین بود / پای چوبین سخت بی تمکین بود.
یا
به بینندگان آفریننده را / نبینی مرنجان دو بیننده را
این اشعار نشان میدهد که روزگاری در سرزمین ما هم بوده اند کسانی که میخواسته اند با استدلال پی به جود لایزال ببرند و خداوند را به چشم ببیند (فرموله کنند) که من و شما هردو میدانیم ره به جایی نبرده اند.
باری ، امروز این دکان های شبه علم به عقیده من شعبات جهنم هستند چون در هر کدام شیطانکی نشسته که عنکبوت وار به مردم القا میکند که جهان به دست خود ما ساخته میشود و هر چه اراده کنیم همان خواهد شد.
نه جان برادر ، قوانین الهی بخش دیگری هم دارند که در آن بخش فرموله نشده به صراحت بیان شده که اراده اراده اوست و رستگاری در اطاعت او آن هم شاید . اینکه من بنشینم و مثبت فکر کنم تا کائنات انگار که نوکر پدر من باشند بیایند و نیکی به من تقدیم کنند ، یک القای شیطانی و یک ایده انحرافی است.
ببخشید آزاده خانم ولی عقیده من این است و قادر به خودسانسوری برای روشنفکر نمایی نیستم .
سلام آزاده جان .
کتاب و فیلم راز رو دوست داشتم .
چیزهای بیشتری یاد گرفتم .
من هم خیلی زود با اسکاول شین آشنا شدم . اصلا قبل از اینکه بدونم زندگی مشکلات و غصه هم داره .
16 سالگی .
خوندمش و خیلی لذت بردم . و وقتی بزرگتر شدم و مشکلات رو جلوی پام دیدم بلد بودم چطوری باهاشون برخورد کنم .
میتونم بگم تاثیر گذارترین کتاب زندگی من بوده . هنوزم وقتی یه جاهایی کم میارم میرم و دوباره و صد باره می خونمش. و همیشه ستایش میکنم معلمی رو که این کتاب رو به من و دوستم معرفی کرد .
من حداقل 4 ساله که زندگیم رو خودم بسازم بدون اینکه وقتی می خورم زمین و قلبم میشکنه بگم لعنت بر شیطون و یا اینکه خدایا مگه من چیکار کرده بودم و یا بگم این قسمت جزیی از شر زندگی من بوده . بهش خیلی اعتقاد ندارم . چون اگر من نخوام اون هم نخواهد بود .
شاد باشید و عاشق.
سلام آيينه جونم
من هم از كتابهاي اسكاول شين به صورت دوره اي استفاده مي كنم و هر وقت حس مي كنم دارم كم ميارم ميرم سراغشون
آرزو مي كنم زندگيتون سراسر نيكبختي و سعادت باشه عزيز دلم.
سلام نیلگون عزیز.
با اینکه این روزا بی نهایت کم حوصله و بندرت کتاب می خونم اما آنقدر زیبا و روان نوشته بودی که تا آخر حتی کامنت های دیگر دوستان رو هم خوندم.
سالها پیش انجیل رو خونده بودم و در نوجوانی هر روز صبح ساعت 5:45 به رادیوی صدای مسیح گوش میدادم و ……. اما هیچوقت نتونستم اونطوری که دلم می خواد حرفاشونو متوجه شم.
باور کن خیلی وقتا متوجه نمیشم قرآن کریم چی میگه!
نمی دونم چرا هیچوقت در پی این نبودند و نیستند که ترجمه ساده ای از قران رو منتشر کنند؟
البته اواخر سال 70 ترجمه ساده ای از قران رو برای دانش آموزان ابتدایی ” برای امثال من ” منتشر کردند ” هدیه 45000 ریال ” اما بدلایل فاش نشده،جمع آوری شد.
مثل اینکه از موضوع دور شدم / شرمنده
فکر کنم در مورد شیطان و …….. حرف نزنم بهتره.
مواظب گوش های دیوارا باش.
دست مریزاد.
من كه اصلا حوصله كتاب خوندن ندارم … همين كتاباي درسي رو با زور مي خونم … خواهرم كتابو داره اگه حوصله كنم حتما مي خونم
بازم ممنون
آزی کاش بشه که بیای.سه روزه!کاش بشه یکی از اون روزها حتی اگه شده نیم ساعت(!) بیای!(میدونم این همش از خودخواهی من ناشی میشه و از عدم درک شرایط تو)…ولی خوب چه کار کنم؟!!ای لاو یو دارمت!:*
الهي من قربون اين دل مهربونت بشم دخمل، نمي دوني چقدر دلم مي خواد بيام
اگه تهران بودم و يه بنده خداي خيري رو پيدا كردم كه كوچيكه رو نگهداره حتما ميام، خودخواهي كدومه، دل به دل راه خوب، هستمت فطير
پست خوبی بود. البته با همه ی مطالبی که عنوان کردید موافق نیستم. فیلم و کتاب راز هم خیلی وقته که میخوام برم سراغشون اما متاسفانه فرصت نشده یا نتونسته ام. امیدوارم هرچه زودتر فیلمش رو ببینم.
به نظر منم شر وجود نداره و این خود انسانه که خیرو شر رو تعیین میکنه. در واقع فکر کردن به خیر یا شر اونو برای انسان بوجود میاره یعنی انسان وقتی به این موضوعات فکر میکنه در واقع خودش رو برای رویارویی با اونها آماده میکنه.
سلام
ممنون که پرحرفی من رو تحمل میکنید.
آزاده خانم ، دوست عزیز و مهربان و گرامی من
حرف من این است که وقتی کتب الهی هست و دست نخورده هم هست و روشنگر است و هادی ، چه نیازی است که باز بیاییم و “صراط المستقیم” را اسم گذاری کنیم به طرح الهی و لاطائلات به هم ببافیم ؟! غیر از این است که داریم مطلب را میپچانیم تا دکانی برای خودمان باز کنیم ؟
این حرکت که در سطح جهانی هم شروع شده ، علیرغم ظاهر آرامش بخش و روحانی آن ، باز هم عرض میکنم ، حرکتی است به سوی ترکستان. یک نگاه به گنجینه عرفانی فرهنگ خودمان بیاندازید که دارد میپوسد و منحرف میشود ، گنجینه ای که به رایگان در اختیار شما و من است . تمام این حرفهای پیچیده شده در لفافه شبه علم آقایان و خانمها از کاستاندا و کوندرا و کوئیلو بگیر تا به اشو و موشو ، در مثنوی نشسته است ، منتظر یک سینه شرحه شرحه از فراق .
چه نیازی هست که خودمان و فرزندان خودمان را در معرض افکاری قرار دهیم که مفرداتش خوب است ، ولی مرده شوی ترکیبش را باید ببرند. این کتاب و فیلمی که مدخل بحث ما شد ، خوانده ام که جزء پر فروشترین ها در کجا و کجا بوده . خوب این غیر از دکان داری است؟
انتهای حرکت عرفان سرخپوستی در این مملکت بی صاحب چه شد؟ به غیر از اینکه بخش کوچکی از حرفهای عرفای خودمان را در قالب سحر و جادوی دون خوان و دون خنارو و دونا کاستیلدا و … به خورد بر و بچس این مملکت دادند و حاصلش و تهش و نهایتش شد توجیه جلسات حشیش کشی و اکس پارتی ؟!
عرض من این است که قبل از تبلیغ این کتاب و آن کتاب ، آن هم از سوی انسان موجهی مثل شما ، باید ته حرکت و مسیر را هم در نظر گرفت. کامنتهای همین پست را نگاه کنید ، چند نفر گفته اند که با خواندن مطلب شما انگیزه مطالعه این کتاب را پیدا کرده اند ، حالا فرض کنید ، که این حرکت در “طرح الهی” این جناب “اسکاول شین” هم به یکسری محافل حشیش بازی و اکس زنی ختم شود ، فرض محال که محال نیست .
در آن صورت در روز موعودی که من و شما به آن ایمان داریم ، چند نمره منفی برای شما ثبت خواهد شد ، بی آنکه سودی برده باشید ؟ چرا باید مبلغ حرکتی بشویم که تهش بر ما معلوم نیست و نیت و قصد بنیان گذارانش مشکوک؟ آخرت خودمان را به چه کسی و به چه بهایی بفروشیم ؟ آن پست آخر من یادتان هست ؟ قبل از خداحافظی چند ماهه ام ؟
چرا به جای تمام کردن این قهر بیخود (ولی نه بی دلیل) خیلی ها با دین و عرفان ، تابلوی تبلیغاتی یک سری حرکات تجاری / سیاسی شویم ؟
پر حرفی مکرر شد. پوزش مرا بپذیرید.
سلام
خواهش ميكنم، ممنون كه اينقدر دقيق و روشن در اين مورد نوشتين، هدف من از نوشتن پست و تهيه پادكست اين كتاب اين بود كه بتونم ابزارهاي ساده اين كتاب رو براي بهبود زندگي با آدمهاي ديگه شريك بشم ولي وقتي نوشته شما رو خوندم …
نمي دونم چي بگم، بايد در موردش فكر كنم، هدف من بيا ساده قوانين هست ولي اگر فكر كنم اين ساده گويي داره به بيراهه و درك غلط و خداي نكرده گمراهي منتهي ميشه يا همراهي با جرياني كه هدفش چيزي غير از اوني هست كه به چشم مياد، صد در صد در موردش تجديد نظر مي كنم.
مي دونين كه به خير خواهي شما ايمان دارم.
با اینکه به علت یه سری مسایل توی کتاب خوندن تنبل شد م…و کتاب راز رو هنوز تموم نکردم ….ولی به تصویر سازی ذهنی ایمان دارم …حتی قبل از کتاب راز!
سلام عزیز دلم
و
به روزم
lمرسی خانم ممنون
خواهش مي كنم عزيز دلم، من كه هنوز كاري نكردم
سلام
دوست فرهیخته و باهوش خوبم
من بحث رو در وبلاگ کافه جویبار ادامه دادم و جای شما بسیار خالی است.
چه خوب بود اگر نظرتون رو در مورد مقاله خانم یثربی برام مینوشتین.