برگ پاييزي
بهارم با مهر تو آغاز شد، پاييز هم
جوانه تازه اي روي ساقه هاي سبز ترد كه دست گشود به پهناي آسمان ارديبهشت، داغ شد زير ستيغ نگاه آفتاب مرداد، زرد شد به نجواي باد پاييزي، نارنجي با رگه هاي كوتاه و بلند كبود، سپرد تمام وزن بودنش را به دست باد و هر چه بادا باد.
RSS - Posts




خیلی لطیف بود آزاده جان.
وقتی یک عمر در چند سطر خلاصه میشه و یک اتفاق بزرگ با چند جمله کوچک بیان میشه با خودم فکر میکنم من چند سطر از کتاب زندگی رو خوش بودم و خواهم بود.اصلن چند سطر زنده ام؟؟نوستالژیکمان کردید.سپاسگذاریم
اینه توصیف لحظه های زندگی .
خیلی دلنشین بود آزاده جون
یاد یه فیلم چینی افتادم که اسمش بود: ((بهار ،تابستان،پاییز ،زمستان ..و بهار))
زندگی یه پسر بچه از کودکی تا پیری و مرگ بود و هر کدام از این فصل ها نمایانگر بخشی از عمرش بود…در نهایت بهاری که اخر فیلم رسید به زندگی کودک دیگری ختم شد…درست مثل زندگی برگها…
یه سری به این لینک بزنید.شما به یک اعتراف دعوت شدید
http://weblogchi.wordpress.com/2008/10/08/taaaars/
هر چه باداباد….
با اونها یی که دوستشون داری خوش باشی
دل ميدهم بر باد
بر هر چه بادا باد
مجنون تر از ليلي
شيرين تراز فرهاد…
زیبا زیبا زیبا
مرسی خانوم خوشگل ..ممنون از محبتت
از معدود قلمهايي كه حس در آن يافت مي شود قلم شما است. خوشحال مي شم به ما هم سري بزنيد.
آزی جونم…خوبم.در حال خوب شدنم.امروز با چندتا از دوستان وبلاگ نویس رفته بودم سینما فیلم کنعان.هرجاش که ترانه علیدوستی خواهرش آذر رو آذی صدا میزد من یاد تو می افتادم..حساب کن به اندازه چند تا دیالوگ یادت افتادم!به اندازه ی تمام آذی گفتنهای یک خواهر کوچکتر(که نقش علیدوستی هم همین خواهر کوچیکه بود!)
زيبا نوشتي از اين فصل كه زيباست و دلگير.
بسيار دلتنگت شدم آزاده ي عزيزم.
پاییز , نمیتونم بادلتنگیهاش کنار بیام.
پاییز همیشه یه حس رها شدن به آدم میده،با این که دلگیره ولی زیباست.
سلام . خیلی وبلاگ جالبی داری . راستی نظرتو راجع به تبادل لینک بگو .
سلام . نیلگون عزیز امیدوارم مطالب وبلاگم به دردت بخوره . موفق باشی
سلام دوست خوبم
اميوارم حالتون خوب باشه
وبلاگ زيبا و پر محتوايي داري معلومه خيلي براش زحمت كشيدي !!!!!!!!!!
خيلي با سليقه و جالب نوشتي
من آپم اگه وقت كردي به وبلاگ حقيرانه منم يه سري بزن خوشحال ميشم
شاد باشي و سر بلند
يا علي