يادداشت هاي گاه و بيگاه

مشاوره

Posted in شايد هذيون by nillgoonn on آگوست 20, 2008
دارم با خودم فكر مي كنم كه ميرم پيش روان پزشك و …
مشاور : … خوب مشكلت چيه عزيزم ؟

من: راستش ام …ام احساس مي كنم كه دچار يه نوع …در خودماندگي زماني شدم، يه جايي توي گذشته گير افتادم،احتياج دارم به اينكه برگردم به دنياي آدما و دقيقا توي امروز زندگي كنم، با بچه هام، با همسرم، خانوادم، دوستام …

ولي دائم برمي گردم به گذشته، هي مرور مي كنم ، مرور مي كنم و خوب يا بدش هم فرقي نمي كنه و …

مشاور:درسته! درسته! متوجه شدم

مشكل خاصي نيس، دو تا قرص سادس از امروز شروع مي كني و ماه ديگه برمي گردي….

من: ببخشيد … مصرف اين قرصا مشكلي براي يه دختر بچه 5 و نيم ساله كه سرجمع 17، 18 كيلو وزن بيشتر نداره، به وجود نمياره !؟

مشاور : …
خوب خودتون حدس بزنين ديگه !
برچسب زده شده با:,