من

آگوست 5, 2008

كودكي خشم

كودكي عصيان

كودكي كوتاه ندانم كاري

نوجواني عاشقي و فارغي

ستاره هاي سرخ دوردست

جواني جنون

جواني جنون

و بزرگسالي آرام زودهنگام

5 Responses to “من”

  1. آيين و آيينه Says:

    من عاشق این جنون جوانی ام .

    ———————
    منم همينطور عزيز دلم

  2. شانتال Says:

    چه توصیفی!!ولی با مهربانو موافقم!جنون معمولا هیچ وقت دست از سر اونی که جوانی پر جنونی داشته بر نمیداره!البته واقعا هم جنونو عشقه!
    ——————-
    منم با هر دوتاتون موافقم گلم

  3. مهربانو Says:

    خدايا دراين بزرگسالي ، چرا جنون دست از سر مابرندارد ..؟؟
    نه خدا جان ببخش همين جنونش رو عشق است
    ———————–
    والا
    درمان ندارد داغ اوستا
    چقدر خوب گفتي مهربانو جونم

  4. آنارام Says:

    چه توصیفه باحالی
    ولی چرا بزرگسالی آرام زود هنگام؟
    میدونی؟ من همیشه فکر میکنم بزرگسالی یعنی مسئولیت و تحمله سختی ها و مشکلات بدونه داشتنه توقع و هیجاناتی که بیصدا ادامه پیدا میکنن
    ———————-
    بزرگسالي پر از مسئوليته آنارام گلم ولي در كنارش اختياراتي هم هست

  5. اميرحسين Says:

    چه تشبیه بجایی . ممنون
    ———————
    خواهش مي كنم دوست عزيزم


Leave a Reply