يادداشت هاي گاه و بيگاه

سلام

Posted in Uncategorized by nillgoonn on مارس 1, 2008

عشق من بي قرارم تو اما
من تو رادوست دارم تو اما
دوستان به وبلاگ من خيلي خيلي خوش آمديد. سلام گرم مرا بپذيريد.
اما در مورد اينكه من عاشق هستم يا نه والبته عاشق چي يا كي ؟
يك زماني عاشق مردي بودم كه “هر كجا هست خدايا به سلامت دارش”
اما در واقع من يك عاشق مادرزاد هستم.
پدرم اسم دختري رو روي من گذاشت كه چهار سال آزگار عاشقش بود و حتي فرصت اين براش پيش نيومد كه بهش بگه چقدر دوستش داره.
شايد به احترام همين عشق پاك كه من هميشه عاشق بودم و هستم.
عاشق خدا، عاشق تموم لحظه هاي بي قراري آدما.
عاشق لحظه ازلي و ابدي مادر شدن
عاشق وجود بي گناهي كه در درونت تقلا مي كنه
مي كوبه ، ميدره
وجودت رو با تمناي حيات به تسخير در مياره
پاره تنت مي خواد از تو بكنه و تو با تموم وجودت باهاش همراهي مي كني
تو بي تابي تو هم در تمناي رهايي هستي براي كي بيشتر يا كمتر فرقي نمي كنه
من به اين مي گم عشق
چه تو مغلوب بشي چه اون هر دو از دست رفتين.

پ.ن: اما از اونجايي كه علم خيلي بيشتر از عشق تو دنياي ما آدما پيشرفت كرده شما با يك عمل سزارين به ظاهر ساده و بي خطر و صد البته به توصيه پزشكتون اين موهبت بزرگ و بي نظير رو از خودتون وفرزند دلبندتون دريغ مي كنين.
خداييش غير از اينه ؟

يك پاسخ برايش بگذاريد